تکنولوژی - آرشیو 1398/11

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 1
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 12
» بازديد سال : 12
» بازديد کل : 175
» اعضا : 0
» مطالب : 48

اختلال در دسترسی به اینترنت که شاید بیش از یک ماه به درازا کشیده است، دیروز دوباره اوج گرفت و ارتباط کاربران زیادی را قطع کرد.


بنر ::‌ مهمان شو

بیستم ماه جاری اختلالات یک‌ماهه‌ی اینترنت داخلی به اوج خود رسید و شرکت ارتباطات زیرساخت دلیل آن را حملات منع سرویس توزیع‌شده یا DDos اعلام کرد. سجاد بنابی، نایب‌رئیس هیئت‌مدیره‌ی شرکت ارتباطات زیرساخت، درباره‌ی این موضوع گفته بود:


ساعت ١١:۴۴ امروز به‌دلیل حمله‌ی منع سرویس توزیع‌شده، اینترنت برخی اپراتورهای همراه و ثابت یک ساعت با اختلال مواجه شد که با مداخله‌ی سپر دژفا و تلاش همکاران شرکت زیرساخت‌ این ارتباطات هم‌اکنون عادی شده است.


بنابی هدف از این حمله‌ی گسترده‌ی هکرهای اجاره‌ای را کاهش سطح دسترسی کاربران ایرانی به اینترنت عنوان کرد. به‌گفته‌ی حمید فتاحی، رئیس هیئت‌مدیره و مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، این گسترده‌ترین حمله‌ی تجربه‌شده در تاریخ ایران علیه زیرساخت‌های کشور محسوب می‌شود و مبدأ آن نیز شرق آسیا و شمال آمریکا مشخص شده است.


مشکلات برای دسته‌ای از کاربران تا چند روز بعد همچنان ادامه داشت تا اینکه دیروز، باردیگر شاهد اختلالات بسیار گسترده بودیم. فرهاد فاطمی، هم‌بنیان‌گذار و ناخدای فنی ابر آروان، دراین‌باره به زومیت گفت این حمله نیز درادامه‌ی حمله‌ی DDos از هفته‌ی پیش بوده و ظاهرا هنوز مشکل به‌طور کامل برطرف نشده است. ابر آروان که دیروز رویداد سوار ابرهای خود را برگزار کرد، با ایجاد مشکل در اینترنت ارتباطش برای پخش زنده‌ را مدتی از دست داد.


فاطمی گفت:


حدود یک هفته است که دیتاسنترها و سرویس‌دهندگان مختلف اینترنت مانند افرانت و ایران‌سرور حملات DDos را تجربه می‌کنند و این حملات با شدت بیشتر، از دیروز روی ابر آروان و دو دیتاسنتر مبین نت و آسیاتک آمده و درنهایت، به محدودشدن دسترسی برخی دیتاسنترها به ایران منجر شده است. در حمله‌ی دیروز، به اکثر دیتاسنترهای کشور حمله شد؛ اما احتمالا شدیدترین حمله به ابر آروان معطوف بوده است.


پارس‌پک، ارائه‌دهنده‌ی سرور مجازی، نیز دلیل حملات را اختلال شبکه‌ی دیتاسنتر اعلام کرد. این شرکت به زومیت گفت:


دیروز شبکه‌ی دیتاسنتر مشکل داشت. ما و حدود ۵۰ درصد لینک‌ها دیروز با اختلال مواجه شدیم؛ اما نمی‌توان بااطمینان گفت این اتفاق در کل کشور رخ داده است و اطلاعات دقیق‌تری دراین‌زمینه نداریم.


بااین‌همه، سجاد بنابی در تماس با زومیت، ایجاد هرگونه اختلالی در زیرساخت اینترنت کشور را رد کرد.


امیر ناظمی، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، درباره‌ی حملات چند روز اخیر به زیرساخت‌های کشور گفت:


مقابله با این حملات DDoS با استفاده از یک سپر محافظ است که ما زیرساخت‌های داخل را در برابر حملات بیرون محافظت کنیم، البته این بدان معنا نیست که همه‌ی حملات از خارج کشور است، بلکه از داخل هم حملاتی داریم. از طرفی بعضی دیتاسنترهای ما تاکنون با چنین حملاتی مواجه نبوده‌اند و آمادگی لازم را هم نداشتند که بخواهند با این حملات برخورد کنند.


رئیس سازمان فناوری اطلاعات درباره‌ی تأثیر این حملات اینترنتی بر زیرساخت‌ها نیز اظهار کرد:


کیفیتی که مردم دریافت می‌کنند، تحت تأثیر قرار گرفته است. ما نگرانیم با حمله‌کردن کاری کنند که کیفیت اینترنت کاهش یابد و از این طریق نارضایتی ایجاد شده یا این نگرانی ایجاد شود که خود حاکمیت کیفیت اینترنت را پایین می‌آورد.


در این شرایط و زمانی‌که فشار این اندازه زیاد است به‌طوری‌که باعث می‌شود کیفیت اینترنت کاهش یابد، کافی است این شایعه هم ایجاد شود که دولت اینترنت را قطع کرده که متاسفانه پذیرفتنش هم برای مردم راحت است.

شما هم دیروز با مشکل در دسترسی به اینترنت مواجه شدید؟ این مشکلات در اینترنت بین‌الملل بوده یا اینترنت داخلی؟ دیدگاه‌های خود را با ما در میان بگذارید.


به‌روزرسانی:


سجاد بنابی دقایقی قبل با انتشار توییتی نوشت:


حملات توزیع شده کور شامل درخواست‌های فیک روی برخی سایت‌های خدمات داخلی مشاهده می‌شود.محتمل است رقبای داخلی این شرکت‌ها منشأ حمله باشند.توزیع شدگی خدمات در مراکزIXP چهارگانه، پایداری در برابر این حملات را افزایش می‌دهد.

زیرساخت آماده همکاری با خدمات دهندگان آسیب دیده است.

دسته : ,
برچست ها :


افرادی که نابینا متولد می‌شوند، به‌طرز اسرارآمیزی دربرابر ابتلا به اسکیزوفرنی محافظت می‌شوند. کشف علت این موضوع می‌تواند به درک بهتر بیماری و حتی درمان آن کمک کند.


تام پولاک، روانپزشک و پژوهشگر دانشگاه کینگز لندن دراین مورد چیزهایی شنیده بود که «تاکنون بیماری اسکیزوفرنی در افرادی که نابینا متولد شده باشند، دیده نشده است». چندین دهه است که دانشمندانی از سرتاسر جهان درمورد این موضوع مطالبی می‌نویسند. آن‌ها مطالعات گذشته را تجزیه‌و‌تحلیل کرده‌اند، بیمارستان‌های روانپزشکی را زیرورو کرده‌اند و نیز ازطریق سازمان‌هایی که افراد نابینا را تحت درمان قرار می‌دهند، سعی کرده‌اند چنین موردی را پیدا کنند.


با گذشت زمان نیز مجموعه داده‌های بزرگ‌تری ظاهر شده است: در سال ۲۰۱۸، در مطالعه‌ای که تحت هدایت پژوهشگری به‌نام ورا مورگان از دانشگاه استرالیای غربی انجام شده بود، تقریبا نیم میلیون کودک متولدشده بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱ مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج این مطالعه نیز ارتباط منفی مذکور را تقویت کرد.


پولاک به یاد می‌آورد که پس از آگاهی از این مسئله، مرکز بهداشت روانی را که در آن کار می‌کرد، مورد جست‌وجو قرار داد: او نیز نتوانست بیمار نابینای مادرزادی را پیدا کند که دچار اسکیزوفرنی نیز باشد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که ممکن است چیزی درمورد نابینایی مادرزادی وجود داشته باشد که از فرد دربرابر ابتلا به اسکیزوفرنی محافظت کند. این مسئله مخصوصا از این جهت تعجب‌آور است که نابینایی مادرزادی اغلب درنتیجه‌ی عفونت‌، آسیب مغزی یا جهش ژنتیکی رخ می‌دهد که تمامی این عوامل به‌طور مستقل با افزایش خطر ابتلا به اختلالات روان‌پریشی همراه هستند. عجیب‌تر اینکه، از دست دادن بینایی در مراحل دیگر زندگی با افزایش خطر بروز اسکیزوفرنی و علائم روان‌پریشی همراه است.



حتی در افراد سالم، بستن چشم‌ها فقط به‌مدت چند روز می‌تواند موجب ایجاد توهم شود. در سال‌های اخیر، ارتباط بین ناهنجاری‌های بینایی و اسکیزوفرنی بیشتر شناخته شده است. ناهنجاری‌های بینایی که قبل از بروز هرگونه علائم روان‌پریشی در فرد ظاهر می‌شوند، گاهی می‌توانند پیش‌بینی کنند که چه کسی در آینده به اسکیزوفرنی مبتلا خواهد شد. همچنین، نابینا متولدشدن و شاید انواع خاصی از نابینایی مادرزادی، همچون محافظی دربرابر ابتلا به اختلالاتی عمل می‌کند که همراه‌با از دست دادن نابینایی در مراحل بعدی زندگی بروز می‌کنند.


تئوری‌های زیادی درمورد علت این ارتباط وجود دارد: از انعطاف‌پذیری عصبی مغز فرد نابینا گرفته تا نقشی که بینایی در ایجاد مدلی از جهان دارد. پژوهشگران برجسته بر این باورند که ارتباط بین بینایی و علائم روان‌پریشی نشان می‌دهد که در این‌جا چیز جدیدی برای یادگیری وجود دارد. شاید با شناخت این پدیده بتوانیم سرنخ‌هایی درمورد علل اسکیزوفرنی، نحوه پیش‌بینی اینکه چه کسی در آینده به آن مبتلا می‌شود و شاید هم روشی برای درمان آن پیدا کنیم.


در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، چشم ۱۳ فرد سالم به‌مدت ۹۶ ساعت بسته شده بود و ۱۰ نفر از آن‌ها گزارش کردند که طی روزهای اول و دوم دچار توهماتی شدند. یکی از شرکت‌کنندگان که زنی ۲۹ ساله بود، وقتی جلوی محلی می‌ایستاد که می‌دانست یک آینه در آنجا بوده، با اینکه نمی‌توانست چیزی ببیند، چهره‌ای سبز با چشمان بزرگ آبی را می‌دید. یک مرد ۲۴ ساله نیز در پایان روز دوم، به‌علت توهماتی که به‌نظر می‌رسید در مسیر وی قرار گرفته باشند، در راه رفتن مشکل داشت. او دیدن تپه‌هایی از سنگریزه یا سنگ‌های کوچک را گزارش می‌کرد که بین آن‌ها جریان کوچکی از آب جاری است. در ادامه‌ی مطالعه، او درباره‌ی دیدن ساختمان‌های تزئین‌شده با مرمر سفید و سبز و چهره‌های کارتونی سخن گفت.



اسکیزوفرنی علاوه بر مغز، قلب بیماران را هم مختل می‌کند

مدت‌ها است که درمورد پیوند بین از دست دادن بینایی و توهم می‌دانیم. سندرم چارلز بونت که نخستین‌بار در سال ۱۷۶۰ تشریح شد، نوعی اختلال است که در آن افراد بینایی خود را از دست داده و شروع به تجربه‌ی توهم می‌کنند. این نوع تداعی‌های ذهنی لزوما با بیماری روانی همراه نیستند، اگرچه به‌طور مکرر نشان داده شده است افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ازنظر دید دچار مشکلاتی می‌شوند. احتمال داشتن حرکات غیرعادی چشم، مشکلات مرتبط با شبکیه، میزان پلک‌زدن غیرمعمول و دیگر ناهنجاری‌های بینایی در فردی که مبتلا به اسکیزوفرنی تشخیص داده می‌شود، بیشتر است. نتایج یک مطالعه نشان داده است که مشکلات بینایی مذکور قبل از ظهور اولین اپیزود روان‌پریشی رخ می‌دهند نه پس از آن. بااین‌حال، چنین ارتباطی در افرادی که نابینا متولد می‌شوند، وجود ندارد.


پولاک و فیل کورلت، استاد روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه ییل درمورد چرایی این پدیده یک تئوری دارند که اواخر سال گذشته در مجله‌ی Schizophrenia Bulletin منتشر شد. فرض اصلی آن‌ها این است که یکی از مهم‌ترین وظایف مغز، پیش‌بینی‌ درمورد جهان است. این دیدگاه چنین استدلال می‌کند که مغز به‌جای درک جهان پیرامون در زمان واقعی، مدلی از آن ایجاد می‌کند و آنچه را که تجربه می‌کنیم، پیش‌بینی و شبیه‌سازی می‌کند و سپس پیش‌بینی‌ها را با چیزی که درواقعیت اتفاق می‌افتد، مقایسه می‌کند. همچنین از خطاهای پیش‌آمده برای به‌روزرسانی و تغییر مدل استفاده می‌کند. بنابراین، دقت پیش‌بینی‌های گذشته ازنظر دقت مدل اهمیت زیادی دارد؛ این همان چیزی است که ورودی‌های جدید را با آن مقایسه می‌کنیم و درصورت لزوم مدل را تحصحیح می‌کنیم و همین‌جا است که بینایی وارد می‌شود. به‌گفته‌ی پولاک، بینایی به ما اطلاعات زیادی درمورد جهان پیرامون می‌دهد و حس مهمی است که به پیوند دادن نشانه‌های حسی دیگر مانند صدا و لمس کمک می‌کند. اگر روشی که فرد با آن دنیا را می‌بیند، از کار بیفتد، پیش‌بینی، تصحیح خطاها و ایجاد مدلی معقول از جهان دشوار می‌شود.


نابینایی


هنگامی که فرد ازنظر بینایی مشکل داشته باشد، مغز مجبور است پیش‌بینی‌های بیشتری انجام دهد. از طرف دیگر، اگر قادر به دیدن هیچ چیزی نبودید، نمی‌توانستید آن بازنمایی‌های اشتباه از جهان پیرامون را نیز ایجاد کنید که بعدا می‌تواند منجر به بروز مشکلاتی در تفکر شود. این امر ممکن است به پژوهشگران کمک کند تا مسائل مربوط به بینایی و پردازش حسی را که در اوایل زندگی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی دیده می‌شود، توضیح دهند.


در مطالعه‌ ‌ای که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، الین واکر از دانشگاه اموری فیلم‌های دوران کودکی افرادی را که مبتلا به اسکیزوفرنی بودند، مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار داده بود. بسیاری از این کودکان نسبت‌به دیگران بیشتر دست‌و‌پا چلفتی بودند مثلا هنگام گرفتن توپ آن را رها کرده یا به‌سمت چپ کج می‌شدند. این موضوع نشان می‌دهد که نوعی قطع ارتباط درزمینه‌ی نحوه‌ی احساس و تعامل آن‌ها با جهان وجود دارد. وقتی کودکانِ مادرانی که دچار اسکیزوفرنی هستند، در سنین جوانی دچار اختلال عملکرد بینایی می‌شوند، این امر می‌تواند پیش‌بینی کند که آیا آن‌ها در مراحل بعدی زندگی دچار اسکیزوفرنی خواهند شد. کودکانی که سرانجام دچار اسکیزوفرنی می‌شوند، نسبت‌به کسانی که در آینده دچار اختلالات روان‌پریشی نمی‌شوند، مشکلات چشمی بیشتری دارند.


افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند، برای ایجاد مدلی از جهان خود، ورودی‌های مربوط به بینایی را دریافت نمی‌کنند. آن‌ها مجبورند که این مدل را با استفاده از حواس دیگر خود بسازند؛ مدلی که پولاک و کورلت استدلال می‌کنند که می‌تواند باثبات‌تر باشد. پولاک گفت:


ایده‌ای که ما می‌خواهیم به آن برسیم این است که افراد نابینای مادرزاد ازنظر بازنمایی و ثبات جهان درونی باید تفاوتی با افراد بینا داشته باشند و این ثبات، از آن‌ها دربرابر انواع اشتباهات و استنباط‌های غلطی که در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلالات روان‌پریشی دیده می‌شود، محافظت می‌کند.



توهمات، هذیان‌ها و رفتار غیرعادی در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی به‌خوبی شناخته شده است. اما استیو سیلورستاین روانپزشک دانشگاه روچستر گفت که او و دیگران این علائم را به‌عنوان عوارض جانبی بیماری می‌بینند و نه علت بیماری. درواقع، اسکیزوفرنی بیشتر می‌تواند ریشه در نقایص شناختی (اختلال در ادراک، توجه، حافظه، زبان یا یادگیری) داشته باشد.


حدود سال ۲۰۱۰، سیلورستاین کتاب بینایی نابینا (Blind Vision) را خواند. این کتاب را زایرا کاتانئو و توماسو وکی درمورد توانایی‌های شناختی و تجربیات افراد نابینا نوشته‌اند. سیلورستاین گفت:


من از جبران‌های بی‌شمار مغز یا مهارت‌هایی که در افراد نابینا توسعه پیدا می‌کند و به‌نظر می‌رسد دقیقا برعکس چیزی باشد که درمورد اسکیزوفرنی می‌بینید، حیرت‌زده شدم.


سیلورستاین با تئوری مغز پیش‌بینی‌کننده‌ی پولاک و کورلت مخالف نیست اما فکر می‌کند که پاسخ به این سادگی نیست: این پیش‌بینی تنها یکی از روش‌هایی است که در آن مغز فرد نابینای مادرزاد بر مغز فرد مبتلا به اسکیزوفرنی برتری دارد. او فکر می‌کند که نابینا بودن از مسیرهای مختلفی موجب تقویت مغز می‌شود و این مسیرها، همان‌هایی هستند که در فرد مبتلا به اسکیزوفرنی تضعیف می‌شوند. به‌عنوان مثال، درمورد گوش دادن، چیزی با عنوان «توجه انتخابی» وجود دارد که به‌معنای توانایی حفظ توجه به یک منبع اطلاعات شنیداری است. مثلا وقتی در یک مهمانی هستید و بدون اینکه اجازه دهید صداهای اطراف موجب پرت شدن حواس شما شود، به صحبت‌های یک فرد گوش می‌کنید. پژوهشگران در شرایط آزمایشگاهی، با پخش کردن یک صدا در طرف گوش چپ و صدایی متفاوت در طرف گوش راست و خواستن از شما برای گوش دادن به یکی و گوش ندادن به دیگری، توجه انتخابی را مورد آزمون قرار می‌دهند.


به‌گفته‌ی سیلورستاین، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ازنظر توجه انتخابی دچار مشکل هستند و در همین حال، افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند، در انجام این وظیفه از افراد بینا بهتر عمل می‌کنند. درمقایسه‌با افراد بینا، افراد نابینای مادرزاد در شنیدن زیروبمی صدا نیز بهتر عمل می‌کنند و می‌توانند انواع صداها را از هم جدا کند و بگویند که صدا از کجا می‌آید. افراد مبتلا به اسکیزوفرنی برعکس هستند: آن‌ها معمولا ازنظر دقت گوش کردن مشکل دارند و گفتار را به شکل غیرطبیعی پردازش می‌کنند. عدم توانایی درک منشا صدا می‌تواند باعث شود که فرد گمان کند صدای خودش از جای دیگری می‌آید و این امر در ایجاد تفکر هذیانی مشارکت کند.



افراد نابینا ازنظر زمان واکنش به صدا و لمس نیز از افراد بینا بهتر عمل می‌کنند. افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در این حوزه‌ها دچار مشکلاتی هستند. افراد نابینا حافظه‌ی کاری بهتری دارند و افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ممکن است ازنظر حافظه دچار اختلال شوند. افراد نابینای مادرزاد همچنین دربرابر «توهم دست لاستیکی» نفوذناپذیر هستند. در این توهم، فرد احساس می‌کند که جسمی بی‌جان بخشی از بدن خود او است (آزمایش معمولا با استفاده از یک دست لاستیکی انجام می‌شود). این بدان معنا است که وقتی صحبت از بازنمایی بدن می‌شود، افرادنابینا از ثبات بیشتری برخوردار هستند. سیلورستاین گفت:


حدود ۳۰ روش وجود دارد که در آن افرادی که نابینا متولد می‌شوند، به‌طور متوسط از جمعیت عمومی بهتر عمل می‌کنند که درهمان حوزه‌هایی قرار دارد که در آن افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مشکلات شناختی بیشتری دارند (او در این رابطه نموداری نیز تهیه کرده و آن را در یکی از مقاله‌های خود منتشر کرده است). اگر نابینا به دنیا می‌آمدید، مغز شما از همان سنین کم بخش بینایی مغز را برای انجام کارهای دیگر به خدمت می‌گرفت. به‌نظر می‌رسد به‌همین خاطر باشد که برخی از مهارت‌های شنیداری، توجه و بازنمایی بدن در افرادی که نابینا متولد می‌شوند، کمی بیشتر از افراد دیگر توسعه پیدا کرده است.



درون‌کاشت مغز برای افراد نابینا؛ چگونه بدن چشم می‌توان دید؟

امیدی تازه برای کسانی که از کوری چهره رنج می‌برند

نتیجه‌ی دیگر نابینایی آن است که مناطق مختلف مغز بیشتر با هم ارتباط برقرار می‌کنند. در مطالعات تصویربرداری از مغز نشان داده شده است که این نوع ارتباطات در مغز افراد بینا وجود ندارد. از طرف دیگر، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی تعداد کمتری از این ارتباطات مغزی را دارند.


هنوز توضیح محکمی برای اینکه چرا نابینایی مادرزادی دربرابر ابتلا به اسكيزوفرنی محافظت می‌کند، ارائه نشده است. اینکه آیا این محافظت از پیش‌بینی‌های مغز از جهان پیرامون حاصل می‌شود، ناشی‌از مغزی با ارتباطات بیشتر یا به‌خاطر تمرکز روی حواس دیگر است. موارد زیادی وجود دارد که باید بیشتر تشریح شود. برای مثال، بیش از یک نوع نابینایی مادرزادی وجود دارد. نابینایی قشری ناشی‌از مشکلی در بخشی از مغز است که بینایی را پردازش می‌کند، درحالی‌که نابینایی محیطی ناشی‌از وجود مشکلی در چشم‌ها است و در این مورد، قشر بینایی مغز سالم است.


درحالی‌که تاکنون موردی از اسکیزوفرنی در افراد مبتلا به نابینایی قشری مادرزادی گزارش نشده است، ممکن است درموارد معدودی، افراد که همراه‌با نابینایی محیطی متولد شده‌اند، دچار اسکیزوفرنی شوند (البته باتوجه به سن بسیار بالای موارد یا ابتلا به دیگر بیماری‌های جدی، نمی‌توان با اطمینان در این باره سخن گفت).


به‌نظر نمی‌رسد نابینایی مادرزادی دربرابر ابتلا به بیماری‌های روانی دیگر محافظت کند. طبق گزارش‌ها، افراد نابینای مادرزاد ممکن است دچار اختلال خوردن و نیز عنکبوت‌هراسی شوند یعنی فرد حتی بدون اینکه عنکبوت را دیده باشد، ممکن است این اختلال را نشان دهد. همچنین اگر فردی هم نابینا و هم ناشنوا به دنیا آید، دربرابر ابتلا به اسکیزوفرنی محافظت نمی‌شود. در این موارد، خطر بروز روان‌پریشی بیشتر نیز می‌شود. بیماری به‌نام سندرم آشر وجود دارد که در آن افرادی که ناشنوا متولد می‌شوند، در اوایل کودکی بینایی خود را نیز از دست می‌دهند. این سندرم با ابتلا به اسکیزوفرنی و روان‌پریشی همراه است. سیلورستاین گفت مشخص نیست که چرا افزوده‌شدن ناشنوایی به این ترکیب، اثر محافظتی نابینایی را حذف می‌کند. او در مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، نوشت:


یکی از احتمالات آن است که نابینایی چالشی برای مقابله با محیط ایجاد می‌کند و از این طریق، حواس جبرانی، تغییرات شناختی و ادراکی را پرورش می‌دهد که درنهایت موجب عملکرد فوق‌العاده‌ای می‌شود. از طرف دیگر، ناشنوایی ممکن است آنچنان فرصت تعامل با محیط را در فرد محدود کند که مانع از توسعه‌ی استراتژی‌های شناختی مقابله‌ای شود.


اما درنهایت، این خاص‌بودن فوق‌العاده است که بیش از همه جذاب است. به‌گفته‌ی کورلت، درک این موضوع می‌تواند منجر به رویکرد متفاوتی برای تفکر درمورد روان‌پریشی شود. توسعه‌ی سیستم بینایی را می‌توان با دقت بیشتری درکنار پیش‌بینی‌های بینایی بررسی کرد. این امر می‌تواند مسیرهای پژوهشی جدیدی را برای کمک به درک اساسی‌تری از اسکیزوفرنی باز کند:


چه ارتباطی بین مکانیسم‌های ادراکی بینایی پایه‌ای و آغاز علائم وجود دارد؟ ما ازنظر درک این موضوع که چگونه این علائم در مغز ایجاد می‌شوند، پیشرفت بسیار کمی داشته‌ایم. من فکر می‌کنم ما باید از هر چیزی که الهام‌بخش باشد و هرچیزی که بتواند دراین‌زمینه به ما کمک کند، استقبال کنیم.


کورلت به این مسئله نیز اشاره کرد که در کشور آمریکا کار با بیماران اسکیزوفرنی به‌شدت روی وظایف شناختی مانند حافظه متمرکز شده است اما شاید لازم باشد که در آموزش شناختی روی عوامل حسی و ادراکی تمرکزی بیشتری شود. شاید آموزش بصری اولیه همراه‌با آموزش شناختی مفید باشد و ممکن است به‌جای آزمایش خون، روزی آزمایش چشمی در دسترس قرار گیرد تا میزان خطر بروز روان‌پریشی در افراد تخمین زده شود.



توهمات شنیداری و گفت‌وگو با خود؛ کدام‌یک ناهنجارند؟

مسئله‌ای دیگری که سیلورستاین پیشنهاد کرده است آن است میزان اتکای افراد درمعرض خطر ابتلا به اسکیزوفرنی را روی حواس غیربصری افزایش دهید و ببینید که آیا این کار موجب تقویت عملکرد آن‌ها می‌شود. البته این رویکرد جدیدی نیست: به‌منظور کسب دانش بیشتر، دنبال جایی باشید که بیماری در آن وجود ندارد. در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، افرادی بودند که معمولا درمعرض ویروس HIV قرار می‌گرفتند ولی هرگز دچار ایدز نمی‌شدند. مطالعه‌ی این گروه افراد منجر به دستیابی به درک عمیق‌تری از خطرات و عوامل محافظ دربرابر این بیماری شد. همچنین یکی از معماهای پزشکی این بود که چرا افراد مبتلا به کم‌خونی سلول داسی‌شکل تاحدودی دربرابر ابتلا به مالاریا محافظت می‌شوند. نتایج بررسی‌های پژوهشگران نشان داد همان ژنی که در کم‌خونی سلول‌داسی شکل، موجب ایجاد سلول‌های قرمز غیرطبیعی خون می‌شود، از فرد دربرابر مالاریا محافظت می‌کند. در پی کشف این موضوع، دانشمندان دانش بیشتری درمورد نحوه‌ی عمل مالاریا در بدن به دست آوردند.


مطالعه درمورد بیماری‌ها و خصوصا بیماری‌های نادر می‌تواند دشوار باشد چرا که باید منتظر بمانید تا موارد طبیعی رخ دهد و به مطالعه‌ی آن‌ها مشغول شوید اما این می‌تواند محل منحصربه‌فردی برای پیدا کردن سرنخ‌هایی درمورد بیماری باشد. کورلت گفت:


من اغلب به شوخی می‌گویم مطالعه‌ی افرادی مانند کیت ریچاردز یا آزی آزبورن جالب است، چرا اعتیاد نتوانست همچون دیگران آن‌ها را از پای درآورد. چه چیزی موجب می‌شود برخی افراد بیماری‌ها را نشان ندهند.


سیلورستاین گفت درمورد اسکیزوفرنی و نابینایی، ما هنوز به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم و احتمالا فاصله‌ی زیادی هم با آن داریم. بااین‌حال، او معتقد است نباید آن را نادیده بگیریم:


در این مرحله نمی‌توان گفت این موضوع امیدبخش است. بلکه باید گفت این موضوع یکی از جالب‌ترین مشاهدات مرتبط با اسکیزوفرنی است زیرا تنها چیزی است که به‌نظر می‌رسد دربرابر اسکیزوفرنی محافظت کند. من فکر می‌کنم چیزی در این جا وجود دارد و ما باید درمورد آن بیشتر بررسی کنیم.




دسته : ,
برچست ها :

قانون جذب چیست؟


تاریخ انتشار پست : 1398/11/8 بازدید : 1
قانون جذب چیست؟ این سوالی است که بسیاری از افراد علاقه مند در این حوزه می پرسند. قانون جذب به معنی استفاده از قدرت ذهنی در جذب چیزهای مثبت و منفی در زندگی است. نقش انرژی های درونی در این مبحث بسیار پررنگ است. در این مقاله به پاسخ این سوال مهم خواهیم پرداخت.

قانون جذب چگونه عمل می کند؟
حتما این جمله را در مورد قانون جذب زیاد شنیده اید که می گویند : " قانون جذب مانند گردش خون در بدن عمل می کند. شما چه به آن اعتقاد داشته باشید و چه نداشته باشید او کار خود را خواهد کرد."
این جمله بسیار درست است. افراد زیادی این سوال را می پرسند که ما اعتقادی به قانون جذب نداریم اما همیشه اتفاقات منفی برای ما می افتد. مناسب ترین پاسخ به آن ها این است که شما به این قانون اعتقادی ندارید اما او در حال انجام وظیفه است. اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که همیشه با اتفاقات منفی یا مثبت روبرو می شوید به این دلیل است که دائما انرژی های منفی یا مثبت از خود ساطع می کنید و کائنات نیز به این انرژی پاسخ می دهد.

قانون جذب
قانون جذب را می توان یکی از با ثبات ترین قوانین در جهان نامید. زیرا جادوی باور را به شما ثابت می کند. شما به چه که فکر کنید مصداق بیرونی پیدا می کند و به واقعیت می انجامد. حتی زمانی که شما در خواب هستید نیز در حال ارتعاش مثبت و یا منفی هستید و این مساله موجب می شود که در طول روز با اتفاقات مختلفی بر مبنای تفکرات خود روبرو شوید. اگر فردی از این قانون به خوبی استفاده کند می تواند به خوبی مدیریت زندگی خود را در دست بگیرد. افرادی که به خوبی قانون جذب را می دانند هیچ گاه این سوال را از خود نمی پرسند که چرا فلان و بهمان اتفاق در زندگی ما رخ داد؟ زیرا دلیل آن را می دانند. و آن دلیل جادوی باور و قدرت جذب است.

قانون جذب چگونه کار می کند؟
شما چه بخواهید و چه نخواهید در حال فرستادن انرژی و ارتعاش هستید و این مهم ترین اصل در به کار گیری قانون جذب مطرح است. شاید برای شما جالب باشد اگر بدانید که ذهن به طور خودکار در حال ایجاد تفکرات منفی است زیرا برای بقا تلاش می کند. نکته مهم این است که اگر شما مدیریت ذهن نداشته باشید و نتوانید که این افکار را به افکار مثبت تبدیل کنید به زودی شاهد اتفاقات بد خواهید بود. از قدیم الایام گفته اند : " از هر چه بترسید سرتان می آید. " قدیمی ها قانون جذب را به طور واضح و دقیق نمی دانسته اند اما همیشه به وجود این نیرو در زندگی واقف بوده اند که به هر چه فکر کنید همان را تجربه خواهید کرد.

قانون ارتعاش
در کتابی تحت عنوان " قانون جذب " که بعد از انتشار فیلم غوغایی به پا کرد در خصوص قانون جذب زیاد سخت گفت اما هیچ گاه به یک نکته اصلی اشاره نکرد و آن هم این بود که قانون جذب قانون دوم است و برای رسیدن به آن باید قانون اول را انجام دهید و آن هم ارتعاش است. همان طور که گفتیم قانون ارتعاش است که می تواند مسیری درست را در رسیدن شما به هدف بسازد. 

اصل مهم در بهبود ارتعاش
یکی از مهم ترین اصول در بهبود ارتعاش و جذب اتفاقات خوب در زندگی این است که ارتعاش خود را بالا ببرید و آن را بهبود ببخشید. مهم ترین کاری که می توانید در این خصوص انجام دهید شکرگزاری است. شکرگزاری برای داشتن تمام چیزهایی که در زندگی دارید می تواند حال شما و افکار شما را دگرگون کند و این دگرگونی سرآغاز جذب اتفاقات مثبت در زندگی تان خواهد شد.

نکات مهم در خصوص قانون جذب
به جادوی باور ایمان بیاورید. به چه که فکر کنید آن را به سمت خود می کشید حتی اگر آن را نخواهید. پس مراقب افکار خود باشید.
افکار منفی ذهن خود را مدیریت کنید و تلاش کنید تا آن ها را به افکار مثبت تبدیل کنید.
تمرکز خود را بر روی هر مساله ای که بگذارید او قوی تر می شود. پس بر روی چیزهای مثبت تمرکز کنید.
به ندای قلب خود گوش فرا دهید. ندای درونی هیچ گاه اشتباه نمی کند و می تواند مانند یک تابلوی راهنما عمل کند و بهترین سیر را به شما نشان دهد.

دسته : ,
برچست ها :

چقدر به قدرت درون ایمان دارید؟ آیا تا به حال برای شما پیش آمده که به ندای درون خود توجه کنید و از نتیجه آن شگفت زده شوید؟ قدرت درون بسیار نیرومند است و اگر به خوبی آن را بشناسید و به آن اعتماد کنید می توانید راه روشن زندگی خود را بیابید. در این مبحث قصد داریم شما را ندای درون و همچنین کتاب صوتی موفقیت در این حوزه آشنا کنیم.


قدرت درون 

در این مقاله قصد داریم شما را با قدرت درون آشنا کنیم. قدرت و ندای درون اگر به درستی کنترل و مدیریت شوند می توانند به شما در رسیدن به موفقیت های بزرگ کمک کند. حتما تا به برای شما پیش آمده به درباره این موضوع کنجکاو شده باشید و شروع به جستجو در اینترنت کنید. اگر در گوگل عبارت قدرت درون را سرچ کنید با تعداد بی شماری از مقالات مرتبط روبرو می شوید که گاهی برخی از آن ها کاملا غیر علمی نوشته شده اند و نمی توانند منبع مناسبی برای آگاهی بخشی باشند. مشاهده شده که برخی از این مقالات از قدرت درون به عنوان قدرتی ماورایی نام برده شده که مخاطب را به گمراهی می کشاند و نمی تواند به وسالات او در این حوزه پاسخ دهد. اما قدرت درون به معنای واقعی چیست و چگونه می توانیم از آن در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کنیم؟


قدرت درون چیست؟

به زبان ساده می توان گفت که قدرت و ندای درون به نیروهای درونی انسان اطلاق می شود که از مادی قابل تشخیص نیستند بلکه امری معنوی و احساسی به شمار می روند. به این معنی که نمی توان آن ها را از نظر کمی اندازه گیری کرد. شاید این سوال برای شما به وجود بیاید که اگر این نیرو قابل اندازه گیری کمی نیست پس چگونه به وجود آن ایمان داشته باشیم؟

قدرت درونی برای اثبات حضور خود نیازی به تاییدات و اندازه گیری های مادی ندارد. بلکه کافی است که شما به درون خود مراجعه کنید و عملکرد خود را بسنجید. مطمئن باشید به سرعت متوجه حضور آن و نقش تاثیر گذارش در زندگی تان خواهید شد. اگر می خواهید این قدرت را تقویت کنید و بیشتر از قبل از آن در زندگی و موفقیت خود بهره ببرید به شما پیشنهاد می کنیم ادامه مقاله را بخوانید تا شما را با راهکارهای عالی در این خصوص آشنا کنیم.


تصویر سازی کنید

هر انسانی هدفی مشخص برای خود دارد. اگر جزو آن دسته از افرادی هستید که تا کنون نتوانسته اید هدف زندگی را مشخص کنید به شما پیشنهاد می کنیم برای اینکه بتوانید به بهترین شکل از قدرت درون خود بهره ببرید بعد از تعیین هدف , آن را یادداشت کنید. اهداف خود را تصویر سازی کنید . ذهن شما بسیار نیرومند است و پاسخ خوبی به تصویر سازی ذهنی شما می دهد. تصویر سازی اولین قدم در به کار گیری نیروی درونی است. نکته مهمی که باید در تصویر سازی ذهنی در نظر بگیرید این است که باید به صورت واضح و شفاف باشد. به طور مثال هدف شما این است که تا 1 سال آینده ماشین خریداری کنید. شما باید به نحوی تصویر سازی را انجام دهید که رنگ ماشین , مدل آن و سایر مشخصاتش را در ذهن خود ببینید. در غیر این صورت تصویر سازی شما هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید برای تقویت ذهن خود اقدام به گوش دادن کتاب صوتی در این زمینه کنید. کتاب های صوتی که در زمینه موفقیت و قدرت درون وجود دارند به شما انگیزه زیادی در پیشرفت خواهند داد.


مثال عینی بسازید

شاید برای شما جالب باشد اگر بدانید که کتاب صوتی موفقیت می تواند نگرش شما را به بسیاری از مسائل دگرگون کند . زمانی که مرحله قبل را انجام دادید و به متوجه شدید که هدفتان چیست باید شروع کنید به پیدا کدن و ساختن مثال های عینی. به طور مثال شما یک دستگاه خانه دوبلکس در بهترین منطقه شهر را می خواهید. برای ساختن مثال عینی باید یک عکس از آن خانه و کوچه تهیه کنید و آن در مکانی مناسب از اتاق خود قرار دهید تا ساعات زیادی در شبانه روز روبروی چشمان شما باشد. این کار می تواند به طرز شگفت آوری بر روی ضمیر ناخودآگاه شما تاثیر بگذارد و این یعنی قدرت درون. بسیاری از افراد مشهور و موفق در جهان تصویری از موفقیت خود در آینده را در سقف می چسبانند تا شب ها در هنگام خواب آن را ببیند. زیرا قدرت درون به حدی زیاد است که می تواند عوامل تاثیر گذار بر روی ضمیر ناخودآگاه را شناسایی کند.


تمرکز خود را چند برابر کنید

حتما از نیروی تمرکز با خبر هستید. اگر بگوییم که تمرکز حتی می تواند سنگ را نیز آب کند اغراق نکرده ایم. در بهره گیری از قدرت درون تمرکز فاکتور بسیار مهمی محسوب می شود. برای افزایش تمرکز کافی است تا در مکانی آرام و بدون هیچ سر و صدایی بنشینید و هدف خود را مجسم کنید. آن را به نحوی لمس کنید که گویی اکنون اتفاق افتاده و همان احساس را داشته باشید. قدرت درون شما می تواند به محقق کردن هدف تان کمک کند. هدف خود را امری نزدیک و به وقع پیوسته ببینید نه امری محال و دست نیافتنی. برخی از افراد برای افزایش تمرکز خود از مدیتیشن استفاده می کنند. این ورزش می تواند به نحو عجیبی در آرام سازی و افزایش تمرکز شما نقش داشته باشد.


از انرژی های منفی فاصله بگیرید

شما برای اینکه قدرت درون خود را تقویت کنید باید سراسر وجود خود را از انرژی مثبت آکنده سازید. از هر فرد یا شرایطی که انرژی منفی را به شما منتقل می کند دوری کنید. با انجام کارهای که به شما انرژی مثبت می دهند روز خود را شروع کنید. از مهم ترین روش ها برای افزایش انرژی مثبت شروع روز با سپاسگزاری است. به دلیل داشتن تمام نعمت های زندگی خدای خود را شاکر باشید.



دسته : ,
برچست ها :

هیپنوتیزم یکی از موضوعات پر بحث در حوزه روانشناسی است. این علم در درمان برخی از اختلالات و مشکلات روحی موثر است. هیچ گاه تعریف واضحی از این واژه شنیده نشده است زیرا با حوزه ذهن سروکار دارد و همین دلیل محکمی می شود که نتوان آن را به خوبی شناخت. زیرا ذهن خیلی پیچیده است. اما هیپنوتیزم دقیقا چیست و چگونه می توان خود هیپنوتیزم انجام داد؟


هیپنوتیزم چیست؟

یکی از سوالات مهم در حوزه روانشناسی این است که واقعا هیپنوتیزم چیست و چه تعریفی شامل آن می شود؟ بسیاری از افراد با شنیدن واژه هیپنوتیزم به یاد مسخ شدن می افتند و تصور می کنند که اگر هیپنوتیزم بر روی شخصی انجام شد او کاملا در برابر فرد هیپنوتیزم کننده بی اختیار می شو. در صورتی که این تصور کاملا اشتباه است. بلکه این رشته یک رشته تخصصی است که افراد کمی می توانند ادعا کنند آن را به طور کامل بلد هستند. زیرا کارکرد ذهن بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان به خوبی آن را شناخت. تصور دیگری که در این حوزه وجود دارد این است که فرد هیپنوتیزم شونده در خوابی عمیق فرو می رود و هوشیار نیست! در صورتی که فردی که هیپنوتیزم می شود کاملا بیدار و هوشیار است. چرا که ذهن در خواب و بیداری عملکردی کاملا متفاوت دارد.


تاریخچه هیپنوتیزم

در برخی از منابع آمده که این رشته قدمتی 200 ساله دارد اما واقعیت این است که نمی توان قدمت خاصی را برای آن در نظر گرفت. همچنین ابداع کننده آن نیز تا کنون ناشناس باقی مانده است. برخی از افراد ریشه هیپنوتیزم را مربوط به کشور هند و مردم هندو می دانند. جیمز برید و فرانتس آنتوان مسمر نیز از جمله افرادی هستند که به عنوان ابداع کنندگان احتمالی این علم معرفی شده اند. هیپنوتیزم در طول تاریخ همیشه رشته ای جذاب و پر از بحث بوده است. همان طور که می دانید علومی که تعریف مشخصی ندارند دست مایه افراد خرافه پرست می شوند حتی افرادی نیز شروع به سوء استفاده از آن علم می کنند و خود را متخصص نشان می دهند. در این حوزه نیز افراد زیادی هستند که ادعا می کنند توانایی شفای بیماری های روحی و جسمی را به وسیله هیپنوتیزم دارند.

شاید برای شما جالب باشد که بدانید در برهه ای از تاریخ استفاده از این روش برای درمان بیماری ها جرم محسوب می شده و اگر شخصی را می یافتند که مشغول به انجام این کار بود برای او حبس در نظر می گرفتند و او را به زندان می انداختند.


آیا هیپنوتیزم خواب مصنوعی است؟

واژه هیپنوتیزم ریشه یونانی دارد و به " خواب مصنوعی " معنی شده است. به همین دلیل بسیاری از افراد که شناخت دقیقی از این علم ندارند آن را به عنوان خواب مصنوعی می شناسند. اما بهتر است به جای بکار بردن این واژه آن را علمی مرتبط با ضمیر ناخودآگاه انسان دانست . وب سایت متاراز مرجع خوبی برای افرادی است که به این حوزه علاقه مند هستند.


تلقین پذیری در هیپنوتیزم

موردی در هیپنوتیزم جای بحث دارد شدت تلقین پذیری فرد در هنگام انجام آن است. به طور مثال اگر فردی در حالت هیپنوتیزم قرار گرفته و فرد هیپنوتیزم کننده به او بگوید که تو به شدت گرسنه یا تشنه هستی فرد به شدت احساس تشنگی و گرسنگی می کند و این علائم را با خشکی دهان و گلو نشان می دهد. ذهن در این حالت بسیار تلقین پذیر است. اگر فرد هیپنوتیزم کننده دستوری را به هیپنوتیزم شونده بدهد او به سرعت قبول می کند و آن کار را انجامی می دهد. به همین دلیل این مورد بسیار جای بحث دارد.


خود هیپنوتیزم

آیا می توان خود هیپنوتیزم انجام داد؟ پاسخ مثبت است و شما می توانید با روش هایی که در ادامه مقاله به آن اشاره شده عمل خود هیپنوتیزمی را انجام دهید. اما سوال مهمی که وجود دارد این است که افراد چگونه بدون آنکه خود خبر داشته باشند هیپنوتیزم می شوند؟

شاید سوال عجیبی به نظر بیاید اما تحقیقات نشان داده زمانی که شما به شدت درگیر یک اتفاق می شوید به صورت ناخودآگاه خود هیپنوتیزمی را انجام داده اید. تصور کنید در حال دیدن یک فیلم ترسناک هستید و موجودات خیالی در فیلم را واقعی می پندارید. به حدی که ترس سراپای وجود شما را در بر می گیرد و تقریبا تمام حواس 5 گانه شما دچار اختلال می شود. این نوع از خود هینوتیزم به صورت غیر ارادی اتفاق می افتد.


انواع هیپنوتیزم

بسیاری از بیماری ها  مشکلات جسمی و روحی با ضمیر ناخودآگاه افراد در ارتباط است. به همین دلیل این شاخه را به دو دسته تقسیم بندی کرده اند. 


ارتباط مستقیم با ضمیر ناخودآگاه

بسیاری از مشکلات انسان مانند وسواس و استرس ارتباط مستقیمی با ضمیر ناخودآگاه دارند. به همین دلیل برای درمان آن ها باید به ضمیر ناخودآگاه دسترسی پیدا کرد. در این روش با دست پیدا کردن به این ضمیر می توان ریشه بیماری را یافت و آن را درمان کرد. 


ارتباط غیر مستقیم با ضمیرناخودآگاه

در این تقسیم بندی می توان با دسترسی غیر مستقیم به ضمیر ناخودآگاه اقدام به درمان انواع بیماری ها کرد. همان طور که در بالا به آن اشاره کردیم قدرت تلقین پذیری فرد در این شرایط بسیار زیاد است و اگر تلقین به درستی انجام شود موجب برطرف شده بیماری و مشکلات او خواهد شد.


چگونه خود هیپنوتیزم کنیم؟

حتما بعد از خواندن این مقاله علاقه مند شده اید که هیپنوتیزم را بر روی خود انجام دهید. تحقیقات ثابت کرده که این امر امکان پذیر است و شما با انجام مراحل زیر می توانید خود هیپنوتیزمی را به بهترین شکل تحقق بخشید.


مرحله اول

اولین اصل در انجام خود هیپنوتیزم این است که شما باید ابتدا بدن خود را به حالت آرامیدگی دربیاورید. برای انجام ریلکسیشن روش های مختلفی وجود دارد که بهترین آن ها مدیتیشن است. مدیتیشن نه تنها در خود هیپنوتیزمی می تواند به شما کمک کند بلکه در بسیاری از مواقع و موقعیت های روزمره برای آرام سازی مورد استفاده قرار می گیرد. زمانی که احساس کردید کاملا آرام شده اید به سراغ مرحله دوم بروید.


مرحله دوم

در این مرحله بعد از آرام سازی اعضای بدن باید آن ها را شل کنید. برای این کار بر روی تک تک عضلات تمرکز کنید. بهتر است این کار را از سر شروع کنید و به نوک پا برسانید. انجام این روش نه تنها برای خود هیپنوتیزم بلکه برای رهای از هر گونه تنش و استرس های روزمره نیز توصیه می شود. 


مرحله سوم

در این مرحله بعد از شل شدن عضلات به آرامس وارد حالتی به نام خلسه می شوید. در این حالت حواس 5 گانه شما به شدت تضعیف می شود و می توانید تمام انرژی های منفی را از بدن خود خارج کنید و انرژی های مثبت را جایگزین آن ها کنید. بعد از انجام این کار به تدریخ خود را از حالت خلسه خارج کنید و سطح هوشیاری خود را افزایش دهید.




دسته : ,
برچست ها :
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد