تکنولوژی - آرشیو 1398/8

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 1
» بازديد ديروز : 0
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 12
» بازديد سال : 12
» بازديد کل : 175
» اعضا : 0
» مطالب : 48


توليد فناوري‌هاي حسي براي ثبت محيط اطراف به همان صورت موجود، توجه ويژه‌اي مي‌طلبد و شرکت‌هايي که از اهميت فناوري‌هاي صوتي آگاه هستند، جلوتر از رقبا هستند. صداهاي نوآورانه، تجربه‌هايي جديد مي‌آفرينند.


از زمان معرفي اولين گوشي هوشمند در بيش‌ از يک دهه‌ي گذشته، گروه‌هاي تحقيق‌و‌توسعه و مهندسان و طراحان صنعتي در نبرد معرفي هرچه‌سريع‌تر نوآوري‌هاي بيشتر گير افتاده‌اند. مصرف‌کنندگان شاهد بوده‌اند که فناوري‌هاي موجود در دستگاه‌هايشان به‌سرعت تغيير مي‌کنند. آن‌ها اکنون به امکانات و قابليت‌هاي محاسباتي دسترسي دارند که تا همين اواخر تصور مي‌شد دست‌يافتن به ‌آن‌ها در دستگاهي با اين شکل‌و‌شمايل باريک امکان‌پذير نيست. اکنون، کاربران هرروز براي يافتن بهترين مسير براي رفتن به سر کار خود، از هوش مصنوعي استفاده مي‌کنند يا اين امکان را دارند جديدترين فيلم‌ها و سريال‌ها را به‌محض انتشار تماشا کنند.


چند نمونه از بزرگ‌ترين جهش‌هاي اتفاق‌افتاده در فناوري گوشي‌هاي هوشمند مربوط‌ به نصب دوربين در آن‌ها است. بعد از آن تصاوير تار و غيرشفافي که تنها کمي بيشتر از يک دهه از عمرشان مي‌گذرد، کاربران اکنون مي‌توانند تصاوير و فيلم‌هايي با کيفيت 4K ثبت کنند و از هوش مصنوعي براي توليد محتوايي کاملا حرفه‌اي استفاده کنند. گروه‌هاي تحقيق‌و‌توسعه همچنان بيشتر از گذشته مشغول کار روي فراهم‌کردن شرايط لازم براي ادغام فناوري حسي تقويت‌شده با گوشي‌هاي هوشمند هستند. اين تلاش‌ها در روند فعلي واقعيت افزوده و بازي‌ها و بيشتر از آن، در حسگرهاي سنتي مانند ميکروفون‌ها مشهود است. در‌حال‌حاضر، يکي از مأموريت‌هاي گروه‌هاي فناوري در حوزه‌ي صدا، مطابقت‌دادن قابليت‌هاي صوتي با امکانات تصويري و ويدئويي با کيفيت بالا در دوربين‌هاي امروزي است.


قابليت‌هاي صوتي؛ ابزاري براي خلق تجربه‌هايي بهتر

صداهاي نوآورانه / Innovative audio


مقاله‌هاي مرتبط:

هرآنچه بايد درباره محتواي صوتي با وضوح بالا بدانيد

مايکروسافت باکمک هوش مصنوعي موفق به تقويت صدا و حذف سروصداي اضافه شد

اسپاتيفاي به‌عنوان ناجي صنعت موسيقي چه تأثيري در آينده آن دارد؟

صرف‌نظر از حذف جک‌هاي صوتي که به‌طور سنتي در گوشي‌هاي هوشمند مشاهده مي‌شوند، خلاقيت‌ها و نوآوري‌هاي صوتي رونمايي‌شده در گوشي‌هاي هوشمند در سال‌هاي اخير انگشت‌شمار بودند. به‌طور کلي، در اين سال‌ها تمرکز روي تقويت کيفيت کلي صدا بوده است و از دوران واکمن يا MP3پليرها، تجربه‌ي صوتي کاربر تغيير زيادي نکرده است. صداها در بهترين حالت استريو، اما غالبا مونو هستند و تنها چند گزينه براي تنظيم صدا وجود دارد.


در اغلب موارد، مشتريان مجبورند سخت‌افزاري خارجي بخرند تا بتوانند وضوح صداي در حال پخش را تقويت کنند. در سال‌هاي اخير، کاربران شاهد روندي در ساخت بلندگوهاي هوشمند و تقويت کيفيت گفتار و صدا در گوشي‌هاي هوشمند بودند که آشکارا گامي در جهت درست به‌شمار مي‌آيد و از آن استقبال هم شده است.


بيشتر اصلاحات اعمال‌شده درزمينه‌ي صداي دستگاه‌هاي هوشمند، تا حد زيادي به پخش محتواي حرفه‌اي محدود مي‌شود. فرصتي براي گروه‌هاي تحقيق‌و‌توسعه‌ي خلاق فراهم شده است تا درباره‌ي تجربه‌هاي صوتي دوباره بينديشند و آن را با چيزي مطابقت دهند که ازطريق ثبت تصاوير و ويدئوها مي‌توان به آن دست يافت.


محتواي صوتي / Audio content


توليدکنندگان دستگاه‌هاي هوشمند اين امکان را دارند که با يکپارچه‌سازي فناوري‌هاي حسي و نرم‌افزارهاي هوشمند، تجربه‌هاي صوتي کاربران را دوباره از نو بيافرينند و کنترل بيشتري براي ثبت صداها به کاربران ببخشند. به اين دو مثال توجه کنيد:


?. الگوريتم‌هاي صوتي هوشمند که مي‌توانند صدا را در محيط ضبط کنند، توانايي فعال‌سازي قابليت زوم صوتي را هم دارند. قابليت زوم صدا که عملکردي شبيه لنز تله‌فوتو دارد، به کاربر اين امکان را مي‌بخشد تا منبع صوتي موردنظر خود را انتخاب کند و با حذف صداهاي ناخواسته، به آن نزديک‌تر شود؛


?. فناوري‌هاي مشابهي نيز هستند که منابع صوتي در حال حرکت را رديابي و صداهاي ناخواسته و مزاحم، مانند صداي باد را به‌صورت خودکار حذف مي‌کنند. حتي اکنون مي‌توان پس از ضبط صدا، آن را ويرايش و صداي صحنه‌ را بيشتر کنترل کرد و بدين‌ترتيب، اين گونه فناوري‌ها عملا امکاناتي بي‌حدوحصر به کاربر مي‌بخشند.


پدرومادري را تصور کنيد که به تماشاي تئاتر فرزندشان در مدرسه مي‌نشينند. در طول تاريخ، پدرها و مادرها هميشه مجبور بودند در اين گونه موقعيت‌ها با آکوستيک ضعيف و صداهاي مزاحم تماشاگران نمايش دست‌وپنجه نرم کنند و البته بايد اين موضوع را هم بپذيرند که کيفيت صداهاي ضبط‌شده‌شان به‌‌دليل دوري از صحنه يا حتي اجرا و صداي ضعيف بازيگران کم‌سن‌وسال و عصبي کيفيت چندان دلچسبي نخواهد بود. امروزه، فناوري‌هاي نوآورانه‌ي صوتي از اين توانايي برخوردار هستند که ضمن متعادل‌سازي شرايط براي کاربران، قابليت‌هايي دراختيار کاربران قرار بدهند که هرگز پيش‌ازاين تجربه نکرده بودند. با اينکه ضبط صداي محيط صحنه، صدا را زمان پخش بازتوليد خواهد کرد، بازهم نمي‌تواند بر مسائل مربوط‌ به سروصداهاي مزاحم محيط غالب شود و کاربر را به فعل در حال انجام نزديک‌تر سازد. همين‌جا است که پاي قابليت‌هاي زوم صوتي و رديابي صوتي به‌ميان کشيده مي‌شود.


محتواي صوتي / Audio content


توليدکنندگاني که از نقش صدا در پيشرفت محتواي ديجيتالي آگاه هستند، يک گام پيش‌تر از رقباي خود جلو افتاده‌اند

کاربران با استفاده‌ از رابط دوربين در گوشي‌هاي همراه مي‌توانند از قابليت زوم صوتي نيز درکنار زوم ويدئويي استفاده کنند و در آن واحد، صداهاي مزاحم محيط، ازجمله صداي کشيده‌شدن صندلي روي زمين و گفت‌وگوها متفرقه يا گريه‌هاي کودکان بي‌قرار را حذف کنند. علاوه‌بر اين، مي‌توانند يکي از بازيگران روي صحنه‌ي تئاتر را انتخاب و تمامي فعاليت‌هاي او را دنبال کنند. بدين‌ترتيب، اين امکان فراهم شده است که بتوان همه‌ي اجراي وي را به‌طور کامل و با جزئيات دقيق ثبت کرد.


يکي‌سازي سخت‌افزار و نرم‌افزار در مرحله‌ي تحقيق‌و‌توسعه

قابليت‌هايي که در بالا توضيح داده شد، به‌مدد نرم‌افزارهايي حاصل شده‌اند که همگام با سخت‌افزار کار مي‌کنند. براي اجراي نرم‌افزار مذکور به دست‌کاري‌هاي زيادي در فرم‌فاکتور فعلي سخت‌افزارها نيازي نيست؛ بلکه نيازمند برقراري رابطه‌اي نزديک بين مهندسان قطعه‌ي مذکور و طراحان آن است. حفظ رابطه‌ي کاري با گروه طراحي و مهندسان نرم‌افزار و گروه‌هاي تحقيق‌و‌توسعه به حفظ هماهنگي الگوريتم‌هاي ضبط صداي محيط با ويژگي‌هاي منحصربه‌فرد فرم‌فاکتور قطعه‌ي سخت‌افزاري مدنظر خواهد انجاميد. حفظ اين رابطه‌ي نزديک از اهميت بسزايي برخوردار است؛ چراکه جاي‌گذاري ميکروفون‌ها در گوشي‌هاي هوشمند در کيفيت عملکرد دستگاه‌ها مؤثر خواهد بود. همچنين، نتيجه‌ي اين کار در انتخاب نوع قابليت‌هاي اجرايي در گوشي‌هاي همراه بي‌تأثير نخواهد بود.


محتواي صوتي / Audio content


نصب مطلوب دوربين‌ها هميشه هم بدون دست‌کاري فرم‌فاکتور امکان‌پذير نيست؛ اما اين مسئله را مي‌توان در همان مراحل اوليه‌ي تحقيق‌و‌توسعه حل کرد. با استفاده‌ از اندازه‌گيري‌هاي آکوستيک آزمايشگاهي مي‌توان الگوريتم‌هاي صوتي مسئول تجزيه‌وتحليل و پردازش سيگنال‌هاي متنوع ميکروفون‌ها را به‌گونه‌اي اصلاح کرد که با روش‌هاي مختلف نصب دوربين نيز سازگار باشند. حفظ يکپارچگي فرم‌فاکتور دستگاه تلاش‌هاي زيادي را مي‌طلبد و نوع قابليت‌هايي که مي‌توان به دستگاه افزود نيز به همين تلاش‌ها بستگي دارد. همه‌ي اين موارد بايد قابليت کار هماهنگ با توان محاسباتي دستگاه را نيز داشته باشند. يکپارچه‌سازي با موتورهاي هوش مصنوعي براي تشخيص شيء يا بخشيدن امکان فوکوس صدا يا حذف صداهاي مزاحم محيطي ازجمله اين قابليت‌ها هستند.


حذف محدوديت‌ها براي دسترسي به صداهاي رسا و گيرا تنها نيمي از معادله است و تضمين استفاده‌ي آسان از اين قابليت‌ها نيز نيمه‌ي جدايي‌ناپذير ديگر آن. طراحي رابط کاربري مؤثر نيز امتياز مهم ديگري است. عملکرد رابط‌هاي کاربري در درگيرکردن حس کاربران نبايد کمتر از عملکرد ويدئوهاي فعلي باشد. بازهم بايد بر اين نکته تأکيد شود که برنامه‌نويسان بايد رابطه‌ي نزديکي با مهندسان و گروه تحيق‌و‌توسعه داشته باشند تا مطمئن شوند موانع و سختي‌هاي استفاده از اين قابليت‌ها را به‌طورکامل برچيده‌اند.


لزوم وجود محتواي کاملا رسا

محتواي صوتي / Audio content


توليدکنندگان سخت‌افزار بايد به چرايي و چگونگي استفاده‌ي مردم از توليدات آن‌ها براي برقراري ارتباط با سايرين در روزگار فعلي نيز توجه کنند. در دنيايي ديجيتالي امروز که از کانال‌هاي اجتماعي فراواني پر است که کاربرانش هرروز زندگي روزمره‌ي خود را در آن درمعرض تماشاي ديگران قرار مي‌دهند، نمي‌توان از اهميت فناوري استفاده‌شده براي ضبط و به‌اشتراک‌گذاري لحظات مهم زندگي غافل ماند. اين واقعيت که امروزه، حدود ?? درصد از کاربران اينترنت ويدئوهاي خود را در فضاي مجازي بارگذاري مي‌کنند و آن را با ديگران به‌اشتراک مي‌گذارند و اين آمار که حدود ?? درصد از همه‌ي طرفداران ويدئوهاي ديجيتالي، آن‌ها را ازطريق گوشي‌هاي هوشمند خود تماشا مي‌کنند، بر اين موضوع صحه مي‌گذارد.


تجربه‌هاي جديدي که معرفي مي‌شوند نبايد در واکنش به تقاضاي کاربران طراحي شوند؛ بلکه هدف آن‌ها بايد تعيين استانداردي براي نوآوري باشد. فراهم کردن راه‌هاي هدفمندتر براي وصل‌شدن به رسانه‌هاي اجتماعي بايد به‌عنوان مهم‌ترين اصل کاري در کانون توجه توليدکنندگان گوشي‌هاي هوشمند قرار گيرد.


محتواي صوتي / Audio content


طراحي و توليد فناوري‌هاي حسي براي ثبت تصاويري حقيقي از محيط اطراف، از اهميت فراواني برخوردار است؛ چراکه کاربران وقتي غرق تماشاي جديدترين سريال‌هاي تلويزيوني نيستند، خودشان مشغول تعريف داستان براي ديگران هستند. وسايلي که اجازه‌ي خلق سطوح جديدي از لذت و عميق‌ترکردن ارتباط با اعضاي خانواده و دوستان و مخاطبان بيشتر را به کاربر مي‌دهد، کاربران را به داستان‌سراهايي توانمند تبديل مي‌کند. توليدکنندگان سخت‌افزارهاي مهم که از نقش صدا در پيشرفت محتواي ديجيتالي آگاه هستند، يک گام پيش‌تر از رقباي خود هستند. آن‌ها در عرضه‌ي محصولاتي متفاوت و واقعي به بازار پيش‌گام خواهند بود.


آنچه گفته شد، نقشي مهم در اعتبارسنجي اشکال جديد محتواهاي ديجيتال و روندهاي جديد فناوري در آينده خواهد داشت. مأموريت فناوري‌هاي جديد گوشي‌هاي همراه هوشمند، مانند 5G و قابليت‌هاي در حال تحول واقعيت مجازي و واقعيت افزوده، مهيا‌کردن شرايط لازم براي خلق تجربه‌هايي جامع با محدوديت‌هاي کمتر است. اين پيشرفت‌ها ابزاري ضروري براي معرفي تجربه‌هاي مذکور هستند.

دسته : ,
برچست ها :

زندگی ماشینی امروزی، ما را به‌نوعی به دل‌مشغولی و فعالیت همیشگی معتاد می‌کند که باید راهکاری برای رهایی از آن پیدا کنیم.

آیا تاکنون به زمانی‌ که روزانه به خودتان اختصاص می‌دهید، اندیشیده‌اید؟ منظور از زمان اختصاصی، زمان‌هایی که به آرایش، کارهای خانه یا فعالیت‌هایی این‌چنینی می‌‌پردازید، نیست. این رفتارها بیشتر شبیه به اصلاح فرایندها یا حتی تعمیر عملکرد زندگی هستند و به‌معنای زمان اختصاصی نخواهند بود. زمان اختصاصی را می‌توان زمانی نامید که بدون هیج دغدغه‌ی ذهنی یا هیچ فعالیت خاصی سپری می‌کنید؛ زمانی‌ که با اصطلاح انگلیسی idle هم شناخته می‌شود.

ایده‌ی گذراندن زمان بدون انجام دادن فعالیت خاص، برای بسیاری از ما معنای صحیحی ندارد. فرهنگ امروزی در اکثر نقاط جهان، دل‌مشغولی و شاید اشتغال دائمی را ارج می‌نهد. به‌بیان دیگر امروز پاسخ «مشغول هستم» به سؤال «حالت چطور است؟» پاسخی مرسوم محسوب می‌شود. درواقع پاسخ «استراحت می‌کنم» یا موارد مشابه، تنها در مواردی قابل قبول خواهد بود که در سایر زمان‌ها خود را مشغول انجام کاری نشان دهید که به موفقیت قابل‌توجهی ختم شود.

فرهنگ کنونی کشورهای گوناگون، دل‌مشغولی را به‌عنوان رویکردی قابل احترام برای زنان و مردان می‌پذیرد. زنان باید وظایف گوناگون اشتغال، خانه‌داری، مراقبت از فرزندان یا حتی والدین و بسیاری درگیری‌‌های ذهنی دیگر را تحمل کنند. مردان نیز بسته به محل زندگی و کار، انواع وظایف را بر عهده می‌گیرند و درگیری‌های مخصوص به خود را دارند. ازطرفی تفاوت‌های زنان و مردان باعث می‌شود تا برخی اوقات مردان توانایی گذران وقت بدون درگیری ذهنی خاص را داشته باشند، درحالی‌که زنان درکی از چنین وضعیت ذهنی ندارند.

برخی کارشناسان اعتقاد دارند زنان فعال در دنیای کسب‌وکار، دل‌مشغولی ذهنی را به‌عنوان فعالیتی اجباری پذیرفته‌اند. آن‌ها برخی اوقات از الزام درونی برای مشغول بودن و درگیری ذهنی نیز عصبانی و ناراحت می‌شوند. به‌هرحال صرف‌نظر از تفاوت‌های جنسیتی، می‌توان تمایل به دل‌مشغولی و غافل شدن از خود را پدیده‌ای عمومی در نظر گرفت. شاید دور ماندن از خود و عدم توجه به نیازهای درونی، از سال‌های کودکی و نوجوانی و با الزام به راضی نگه‌داشتن اطرافیان شروع شود.

افراد در زندگی کاری هم با فشارهایی از جنس راضی نگه‌داشتن اطرافیان روبه‌رو هستند. نشان دادن اشتغال دائمی، آماده‌کردن وظایف بی‌شمار کاری و مقایسه‌ی خود با افراد بالادست و موفق‌تر، همیشه ذهن ما را به خود مشغول می‌کند. درنهایت تلاش برای ایجاد تعادل بین زندگی کاری و شخصی، فشار ذهنی را افزایش می‌دهد و کمکی هم به کاهش دل‌مشغولی‌ها نخواهد کرد.

دل‌مشغولی و تلاش برای داشتن شغل، زندگی و حتی ظاهر بهتر، در ذات خود اشکالی ندارد، اما وقتی چنین فعالیت‌هایی به تنها دارایی ما برای حس خوب تبدیل شوند و به‌نوعی ارزش زندگی ما را تشکیل دهند، با چالش روبه‌رو خواهیم شد. درواقع با چنین رویکردی خود را به افرادی تبدیل می‌کنیم که همیشه به‌دنبال خوشبختی می‌دوند و اطراف خود را با لذت‌های زودگذر و اعتمادبه‌نفسی سینوسی می‌گذرانند.

اشتغال دائمی نباید به ارزش و هدف شما در زندگی تبدیل شود
اگر شما هم برای احساس خوب خود تنها به فعالیت و اشتغال وابسته هستید، باید راهکاری برای تغییر رویکرد خود پیدا کنید. مارک ویتمن، روانشناس آلمانی نظریه‌ی جالبی پیرامون عدم اشتغال و درگیری ذهنی دارد. او اعتقاد دارد هرچه زمان بیشتری را به خود اختصاص دهید، خودشناسی بیشتری کسب می‌کنید. در چنین موقعیت‌هایی، گذشته، حال و آینده‌ی احتمالی در کنار هم قرار می‌گیرند و می‌توانید داستانی از زاویه‌ی دید خود درباره‌ی زندگی‌تان شکل دهید. همین لحظه می‌تواند بیشترین دستاورد را برای شما به‌همراه داشته باشد. برای رسیدن به چنین موقعیت‌هایی و دوری از دل‌مشغولی دائمی، راهکارهای زیر پیشنهاد می‌شوند:

برای شروع می‌توانید تمرین ذهن‌آگاهی ساده‌ای را شروع کنید. البته ذهن‌آگاهی نباید متمرکز بر کنترل ذهن باشد. در عوض باید به سؤال‌های بی‌پاسخ خود اجازه‌ی جریان بدهید و خاطرات مخفی و دسته‌بندی ذهنی خود را مرتب کنید. در چنین وضعیتی شما تنها گذران افکار را می‌بینید و بدون تمرکز خاصی، به مشاهده‌ی آن‌ها می‌پردازید.
ذهن‌آگاهی و اجازه‌دادن به جریان سیال تفکرات را می‌توان در مواقعی به‌کار گرفت که نیاز به دل‌مشغولی بیشتر و تلاش برای اشتغال دائمی به شما فشار می‌آورد. در چنین وضعیتی می‌توانید تنها با مشاهده‌ی افکار و بدون هیچ‌گونه قضاوت، به آرامش فکری برسید که در تصمیم‌گیری‌های آتی مفید خواهد بود.
در طول شب از سکوت فضای خانه یا هر محیط آرامش‌بخش دیگر استفاده کنید. چنین موقعیت‌هایی به شما اجازه می‌دهند تا بدون تعهد مستقیم به هیچ جریان فکری، تنها در افکار خود غوطه‌ور شوید و از سکوت لذت ببرید. ساعت‌های ابتدایی روز نیز برای تفکر بدون درگیری مناسب به‌نظر می‌رسند. در برابر الزام درونی برای برداشتن گوشی هوشمند و بررسی اعلان‌ها مقاومت کنید و چند دقیقه‌ای را به خودتان اختصاص دهید.
busy

درنهایت زمانی‌که به خودتان اختصاص می‌دهید و از تمام دل‌مشغولی‌های کاری رها می‌شوید، شخصیت و آرامش درونی شما را شکل می‌دهد. همین فعالیت‌ها در تصمیم‌گیری‌های آتی نیز مزیت خود را نشان می‌دهند که منجر به موفقیت‌های بیشتر در زندگی شخصی و کاری هم خواهد شد.

دسته : ,
برچست ها :

توشیبا از قدیمی‌ترین برندهای دنیای فناوری محسوب می‌شود که در بسیاری از حوزه‌های صنعت،‌ نقش پیش‌گام داشت و با بحران‌های متعددی هم دست‌وپنجه نرم کرد.


توشیبا (Toshiba Corporation) شرکت ژاپنی با بازار بین‌المللی در حوزه‌ی محصولات و خدمات الکترونیکی است که مرکز مدیریت آن در توکیو قرار دارد. محصولات و خدمات شرکت در حوزه‌های متعددی همچون سیستم‌ها و تجهیزات فناوری اطلاعات و ارتباطات، قطعات و مواد مورد نیاز صنعت الکترونیک، سیستم‌‌های قدرت، سیستم‌های زیرساختی صنعتی و اجتماعی، محصولات الکترونیکی مصرفی، لوازم خانگی، تجهیزات پزشکی، تجهیزات اداری و سیستم‌های نورپردازی و لجستیک تولید و عرضه می‌شوند.


تاریخ تأسیس شرکت کنونی توشیبا به سال ۱۹۳۹ باز می‌گردد. در آن سال دو شرکت شیبائورا و توکیو دنکی با هم ادغام شدند که تاریخچه‌ای متعلق به قرن ۱۹ داشتند. هریک از شرکت‌های تشکیل‌دهنده‌ی توشیبا، از پیش‌گامان صنعت برق در ژاپن محسوب می‌شد. نام ابتدایی شرکت جدید، Tokyo Shibaura Denki بود که در سال ۱۹۷۸ به Toshiba Corporation تغییر یافت. توشیبا در تاریخ فناوری به‌عنوان پیش‌گام تولید لپ‌تاپ شناخته می‌شود. به‌علاوه آن‌ها در صنعت LCD و نیمه‌هادی نیز از رهبران بازار محسوب می‌شوند. 


سهام شرکت توشیبا اکنون در بازارهای بورس توکیو، اوزاکا و ناگویا عرضه می‌شود. آخرین آمار، این شرکت را در مقام نهم بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های نیمه‌هادی در جهان قرار می‌دهد. درحال‌حاضر زیرمجموعه‌های شرکت در چهار گروه محصولات دیجیتال، دستگاه‌های الکترونیکی، لوازم خانگی و زیرساخت‌های اجتماعی فعالیت می‌کتتد. در سال ۲۰۱۷، شرکت چینی Midea برای خرید زیرمجموعه‌ی لوازم خانگی اقدام کرد و اکنون ۸۰/۱ درصد از سهام آن را در اختیار دارد.


توشیبا / Toshiba


مرکز مدیریت توشیبا در توکیو


تاریخچه‌ تأسیس

توشیبا در سال ۱۹۳۹ بر اثر ادغام دو شرکت تولیدکننده‌ی تجهیزات برقی، تأسیس شد. Shibaura Sesaku-sho و Tokyo Electric Company شرکت‌‌های تشکیل‌دهنده‌ی توشیبا بودند. شرکت قدیمی‌تر یعنی شیائورا ریشه‌ای عمیق در تاریخ ارتباطات ژاپن داشت. اولین فروشگاه تجهیزات تلگراف ژاپن، متعلق به این شرکت بود. هیساشیگه تاناکا، مشهور به ادیسون ژاپن، شرکت را در سال ۱۸۷۵ تأسیس کرده بود.


تاریخچه توشیبا به دو شرکت پیش‌گام فناوری در قرن ۱۹ باز می‌گردد

شرایط کسب‌وکار صنعتی ژاپن در دهه‌‌های پایانی قرن ۱۹، مناسب نبود. آن‌ها در توسعه‌ی صنعتی فاصله‌ی زیادی با رهبران جهان یعنی بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده داشتند. مشکلات اقتصادی پس از سقوط حکومت توکوگاوا در سال ۱۸۶۹ و سیل واردات کالاها و ماشین‌آلات خارجی، شرکت‌های نوپای ژاپنی را تهدید می‌کرد. در آن سال‌ها ژاپن فاصله‌ی زیادی با مستعمره شدن نداشت. به‌هرحال دولت جدید که وظیفه‌ی حفظ صنایع و کسب‌وکارهای نوپا را بر دوش خود می‌دید، با سرعت بالایی در برابر بحران‌ها واکنش نشان داد.


وزارت صنعت ژاپن (Kobusho) در سال ۱۸۷۰ شکل گرفت و به‌عنوان تسهیل‌گیری برای توسعه‌ی صنعتی شرکت فعالیت کرد. از رویکردهای مهم وزارت صنعت در آن سال‌ها می‌توان به استخدام مهندسان، تکنسین‌ها و دانشمندان خارجی اشاره کرد که با هدف تزریق فناوری‌های روز به صنعت ژاپن انجام شد. مهندسان خارجی وظیفه داشتند تا فعالیت با ماشین‌آلات وارداتی را به مهندسان ژاپنی آموزش دهند. به‌علاوه، متخصصان ژاپنی نیز به کشورهای خارجی فرستاده می‌شدند تا علاوه بر آشنایی با فناوری‌ها و تجهیزات روز، بهترین نمونه‌ها را برای استفاده در صنایع داخلی انتخاب کنند. 


توشیبا / Toshiba


بنیان‌گذاران و کارمندان ابتدایی تاناکا


ادغام و به‌کارگیری فناوری‌های خارجی، برای اولین‌بار در شرکت Tanaka Seizo-sho انجام شد. آن‌ها یک موتور بخار با قدرت ۱،۳۰۰ اسب داشتند که با استفاده از نقشه‌های یک نمونه‌ی انگلیسی و در مرکز تولید Kanebo ساخته شد. فعالیت آن‌ها به صنعت‌گران ژاپنی اثبات کرد که می‌توان با بهره‌گیری از دانش خارجی، فناوری را به‌صورت بومی و با بهره‌مندی از منابع داخلی، به نتیجه رساند. مدیران شرکت در دهه‌ی ۱۸۸۰ به این نتیجه رسیدند که پرداخت هزینه برای دانش فنی، بهترین ابزار برای ارتقاء ظرفیت‌های فناورانه خواهد بود. همین استراتژی، به تاناکا کمک کرد تا در دهه‌‌ی ۱۸۹۰، تولید ترانسفورمانور، موتورهای برقی و دیگر تجهیزات سنگین برقی را به کارخانه‌های خود بیفزاید.


تاناکا در دوران بهره‌مندی از نیروهای خارجی، دستاوردهای اکتشافی و نوآوری متعددی را هم تجربه کرد. آن‌ها اولین ژنراتورهای برق‌آبی ژاپن را در سال ۱۸۹۴ توسعه دادند. فناوری‌های داخلی شرکت به‌قدری توسعه یافتند که در سال ۱۹۰۲، یک دینام سه‌فاز ۱۵۰ کیلوواتی برای انبار مهمات خلیج یوکوزوکا ساختند. این دستاورد، به‌نوعی تغییر فناوری ژاپنی از تکیه بر خارجی‌ها، به فناوری داخلی بود و اولین قدم‌ها را نیز برای فعالیت بین‌المللی شکل می‌داد. شرکت در سال ۱۹۰۴ نام خود را به شبائورا تغییر داد و در سال ۱۹۱۵ اولین لامپ‌های خلأ اشعه‌ی ایکس را در ژاپن تولید کرد.


شروع جنگ جهانی اول، برای شیائورا و بسیاری از شرکت‌های ژاپنی چالش‌هایی را به‌همراه داشت. آن‌ها که در حال توسعه‌ی قدرت و فناوری‌های خود بودند، با شعله‌ور شدن آتش جنگ به‌نوعی در مسیر خود متوقف شدند. با شروع جنگ، تولیدکننده‌های ژاپنی دسترسی خود را به تأمین‌کننده‌های ماشین‌آلات، مواد صنعتی و مواد شیمیایی از آلمان، انگلستان و ایالات متحده از دست دادند. درنتیجه شرکت‌های ژاپنی به یکدیگر مراجعه کردند تا ماشین‌آلات و مواد مورد نیاز را برای حفظ حیات شرکت‌های رو‌به‌رشد خود از یکدیگر تأمین کنند. دشواری شرکت‌های فناوری در تأمین تجهیزات و مواد در این دوره، با موفقیت‌های طولانی‌مدت در آینده همراه بود. چنین رویکردی به خودکفایی صنعت ژاپن در سال‌های آینده انجامید و توسعه‌های صنعتی کشور را به‌همراه داشت.


توشیبا / Toshiba


نمایی از کارخانه‌ی توکیو شیبائورا در سال ۱۹۳۲


شیبائورا در دوره‌ی زمانی میان دو جنگ جهانی، به رشد خود ادامه داد. آن‌ها در سال ۱۹۳۹ با شرکت برق توکیو ادغام شدند که توشیبای امروزی را شکل داد. شرکت برق توکیو پیش از شروع قرن بیستم تأسیس شده بود و ابتدا به‌نام Hakunetsu-sha شناخته می‌شد. دکتر ایشیزوکه فوجیوکا و شویچی میوشی، این شرکت را در سال ۱۸۹۰ تأسیس کرده بودند. آن‌ها اولین تولیدکننده‌ی لامپ‌های رشته‌ای در ژاپن بودند.


اولین لامپ رشته‌ای ژاپن در شرکت مادر توشیبا ساخته شد

زمین‌لرزه‌ی سال ۱۹۲۳ در کانتو، ۱۰۰ هزار قربانی بر جای گذاشت که تعداد زیادی از کارمندان شرکت برق توکیو هم در میان آن‌ها بودند. مدیر کل شرکت در آن زمان، دوران بازسازی شرکتش را با قدرت شروع کرد و با شعاری قابل‌توجه، تحقیق و توسعه را به بخش اصلی آن تبدیل کرد. او اعقتاد داشت «کارخانه‌ای بدون بخش تحقیق و توسع، شبیه به حشره‌ای است که شاخک ندارد». همین رویکرد باعث شد تا شرکت برق توکیو در سال‌های بعدی فعالیت به حوزه‌های متعدد فناوری وارد شود. از حوزه‌های جدید می‌توان به تجهیزات پزشکی و دستگاه‌های رادیویی اشاره کرد.


شرکت جدید که از ادغام دو فعال جدی صنعت برق ژاپن تشکیل شده بود، پس از مدتی نام توشیبا را برگزید. آن‌ها تا پیش از شروع جنگ جهانی دوم، در توسعه‌ی محصولاتی همچون لامپ‌های فلورسنت و تجهیزات راداری، به شهرت رسیدند.


توشیبا / Toshiba


توشیبا در Expo 85


چالش در توسعه داخلی و بین‌المللی

ژاپن در دهه‌ی ۱۹۴۰ سیاست‌های خود را از تکیه‌ی صرف به دانش و فناوری و نیروی داخلی به همکاری با کشورها و سازمان‌های خارجی تغییر داد. دولت و شهروندان ژاپنی با نیروهای اشغال‌گر آمریکایی همکاری کردند و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در کشور شکل گرفت. به‌علاوه منابع مالی نیز به بازارهای مالی پس از جنگ، سرازیر شدند. ژاپنی‌ها با ورود مجدد به کسب‌وکار تجارت بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم، برای عرضه‌ی کالاها و خدمات خود به بازارهای جهانی دست پیدا کرده بودند. به‌علاوه مواد اولیه نیز با گستردگی بیشتر در اختیار آن‌ها قرار گرفت و انبار شرکت‌های تولیدکننده را پر کرد. تمامی رویکردهای فوق، پس گرفتن قدرت ژاپن را در صنعت و بازارهای متعدد به‌همراه داشت.


توشیبا مانند بسیاری شرکت‌های ژاپنی دیگر در دوران شکوفایی پس از جنگ جهانی دوم به روند رشد بازگشت. آن‌ها در سال ۱۹۴۹ ابتدا سهام خود را در بازار بورس نیویورک و سپس اوزاکا عرضه کردند. با ورود به دهه‌ی ۱۹۵۰، تلاش برای کسترش قدرت در بازارهای داخلی و بین‌المللی، قوت گرفت. اولین تجهیزات پخش رسانه‌ای ژاپن، در سال ۱۹۵۲ توسط توشیبا توسعه یافت. به‌علاوه اولین  کامپیوترهای دیجیتال ژاپن در سال ۱۹۵۴ و اولین اجاق‌‌های مایکروویو کشور نیز در سال ۱۹۵۹ در کارخانه‌های توشیبا ساخته شدند.


توشیبا / Toshiba


از اولین ماشین‌حساب‌های توشیبا


با وجود پیشرفت‌های تولیدی و فناورانه‌ی متعدد، زیرساخت‌های مدیریتی توشیبا هنوز در وضعیتی سنتی باقی مانده بود. مدیران ارشد به‌خاطر پایبندی به اصول سنتی و سلسله‌مراتب منسوخ، تحت انتقادهای شدید قرار داشتند. بالاترین سطوح مدیریتی، فاصله‌ی زیادی با رده‌های پایین داشتند و به‌نوعی هیچ درگیری با فعالیت‌های عملیاتی نداشتند. همین فاصله باعث می‌شد تا ایده‌های جدیدی در توشیبا متولد نشوند. به‌علاوه برای تأیید اسناد، تأییدیه‌های متعددی نیاز بود تا مسئولیت فعالیت‌ها، به‌صورت مستقیم روی دوش هیچ مدیری نباشد. درنتیجه، بروکراسی شدید در توشیبا حاکم بود که نوآوری را تقریبا غیرممکن می‌کرد.


در ابتدا ساختارهای سنتی مانع از پیشرفت فناورانه‌ی توشیبا می‌شد

دهه‌ی ۱۹۶۰، زمان اوج‌‌گیری چالش‌های مدیریتی توشیبا بود. آن‌ها با بحران اقتصادی شدید هم روبه‌رو شدند و در مدت یک سال،‌ سود شرکت از ۳۶ میلیون به ۱۳ میلیون دلار کاهش یافت. برای جلوگیری از خسارت‌های بیشتر، تغییرات شدید مدیریتی در دستور کار قرار گرفت. هیئت‌مدیره‌ی توشیبا، توشیوو دوکو را برای مدیریت اجرایی شرکت انتخاب کرد. دوکو سابقه‌ی مدیریتی مناسبی داشت و در سال ۱۹۶۰، ادغام دو شرکت بزرگ ژاپنی و شکل‌دهی بزرگ‌ترین کشتی‌سازی جهان (IHI) را مدیریت کرده بود.


توشیبا / Toshiba


لوگوی توشیبا از ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۹


دوکو پس از پیوستن به توشیبا در سال ۱۹۶۵،‌ موقعیت خود را به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی IHI هم حفظ کرده بود و به‌نوغی بزرگ‌ترین صنعت‌گر ژاپن محسوب می‌شد. شرکت‌های مذکور پیش از پیوستن دوکو به توشیبا هم منافع مشترکی داشتند. IHI بیش از ۱۰ میلیون سهم از توشیبا را در اختیار داشت و توشیبا نیز مالک ۴ میلیون سهم در IHI بود. به‌هرحال همکاری آن‌ها از سال ۱۹۶۵ افزایش یافت و اعضای هیئت‌مدیره‌ی مشترکی هم پیدا کردند که درنهایت منجر به تقویت پایه‌های مالی توشیبا هم شد.


توشیبا پس از پیوستن دوکو، تغییرات ساختار متعددی را تجربه کرد. از میان مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به کاهش سرمایه‌ی قرضی شرکت اشاره کرد که با کمک شرکت آمریکایی جنرال الکتریک انجام شد. جنرال الکتریک، بدهی‌های مالی توشیبا را متقبل شد که فرصت توسعه و مدرن‌سازی عملیاتی را به توشیبا و مدیرانش داد. البته جنرال الکتریک از پیش از جنگ جهانی دوم در توشیبا سهم داشت. رویکرد توسعه‌ای دیگر، افزایش صادرات بود که با تأسیس دپارتمان‌‌های مستقل و افزایش فعالیت برون‌مرزی ممکن شد. قراردادهای بزرگ با شرکت‌های آمریکایی، به توشیبا امکان داد تا انواع ژنراتور، ترانسفورماتور و موتور را در کنار تلویزیون و لوازم خانگی دیگر، به فهرست صادراتی خود اضافه کند.


توشیبا / Toshiba


اولین لپ‌تاپ جهان ساخته‌ی توشیبا


مقاله‌های مرتبط:

داستان برند: سونی، از پلوپز برقی تا رادیوهای ترانزیستوری

داستان برند: هیتاچی، از تولید موتور الکتریکی تا ربات‌های انسان‌نما

دوران مدیریت دوکو در توشیبا، با قدرت گرفتن بخش فروش هم همراه بود. او نیروهای مدیریتی جدیدی نیز استخدام کرد که درنهایت به تحکیم هرچه بیشتر فرایندهای عملیاتی هم انجامید. توشیبا تا سال ۱۹۶۷، بیش از ۱۰۰ هزار کارمند و ۶۳ زیرمجموعه داشت. آن‌ها به بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی تجهیزات الکترونیکی در ژاپن تبدیل شده بودند و همچنین چهارمین شرکت بزرگ ژاپن محسوب می‌شدند. البته در دهه‌ی ۱۹۷۰ و با قدرت گرفتن رقبای داخلی همچون سونی و هیتاچی، عملکرد توشیبا به دسته‌ی متوسط شرکت‌های الکترونیکی تنزل پیدا کرد.


اوج‌گیری صنعت نیمه‌هادی

شویچی سابا، مدیر جدید توشیبا بود که در سال ۱۹۸۰ به این سمت رسید و رویکرد قوی جدیدی را به غول ژاپن صنعت برق تزریق کرد. او مهندس برق بود و اهمیت زیادی به تحقیق و توسعه در شرکت تحت مدیریتش می‌داد. حوزه‌هایی همچون نیمه‌هادی‌ها و کامپیوترها و مخابرات، زمینه‌ی تمرکز و سرمایه‌گذاری اصلی سابا بودند. در سال ۱۹۸۴، آزمایشگاه سیستم‌‌های اطلاعاتی و ارتباطی در توشیبا تأسیس شد تا توسعه‌ی محصولات و خدمات اتوماسیون اداری با قدرت بیشتری پیگیری شود.


توشیبا در سال ۱۹۸۴ وظیفه‌ی توسعه‌ی اولین ماهواره‌ی ارتباط مستقیم جهان را بر عهده گرفت که از نتایج پیشرفت آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیق و توسعه بود. در سال ۱۹۸۵، سرمایه‌گذاری‌های تحقیقاتی بار دیگر نتیجه‌ی عالی خود را نشن داد و اولین حافظه‌ی DRAM یک مگابایتی جهان توسط توشیبا توسعه یافت. تا سال ۱۹۸۷، نیمی از تراشه‌های یک مگابایتی جهان توسط توشیبا تولید می‌شدند.


توشیبا / Toshiba


لپ‌تاپ توشیبا T2000SX


نیمه‌هادی‌ها در دهه‌‌های پایانی قرن بیستم روز‌به‌روز اهمیت بیشتری در صنایع پیدا می‌کردند و انواع تجهیزات از بلندگو تا کامپیوتر، به آن‌ها نیاز داشتند. درنتیجه این دسته از محصولات، به بخش مهمی در پورتفولیوی توشیبا تبدیل شدند. تأسیسات تولید نیمه‌هادی توشیبا تنها در سال ۱۹۸۶ و به‌خاطر قراردادهای سودآور با فرانسه و آلمان غربی، رشد ۵۵ درصدی را تجربه کردند. به‌علاوه نیاز داخلی ژاپن به نیمه‌هادی نیز تا حد زیادی توسط توشیبا تأمین می‌شد. درنهایت، توشیبا برای اولین‌بار در تاریخ توانست رقیب دیرینه‌ی خود، هیتاچی را پشت سر بگذارد و پس از NEC به دومین تولیدکننده‌ی نیمه‌هادی در جهان تبدیل شود.


توشیبا در دوره‌ای از تاریخ، دومین تولیدکننده‌ی نیمه‌هادی در جهان بود

توسعه‌ی فناوی و تولید در توشیبا، در دهه‌های پایانی قرن بیستم نیز با همان رویکرد همکاری با شرکت‌های ژاپنی و خارجی پیگیری می‌شد. در سال ۱۹۸۶، همکاری با موتورولا شروع شد و شرکت ژاپنی، وظیفه‌ی تولید حافظه‌های کامپیوتری و ریزپردازنده‌های شریک خود را بر عهده گرفت. دو شرکت، با تبادل فناوری‌ها توانستند پیشرفت خوبی را در صنعت ریزپردازنده و تراشه‌های حافظه رقم بزنند و همچنین یک مرکز تولیدی نیز در ژاپن تأسیس کردند.


همکاری با موتورولا، منجر به توسعه‌ی فناوری‌های پیش‌گام در توشیبا شد. از میان آن‌ها می‌توان به توسعه‌ی سیستم‌های شناسایی صوتی و و سیستم‌های PXB اشاره کرد که در فعالیت‌های انتقال تماس استفاده می‌شدند. توشیبا در سال ۱۹۸۶، توافقی با AT&T شکل داد تا سیستم‌های PXB را در داخل ژاپن بازاریابی کند. به‌علاوه همکاری‌های فناورانه با AT&T هم توسعه یافت.


توشیبا / Toshiba


از شرکت‌های دیگری که در توسعه‌ی بازار و فناوری‌ها با توشیبا همکاری کردند، می‌توان به IBM-Japan اشاره کرد که با هدف بازاریابی کامپیوترهای آن شرکت در بازار ژاپن انجام شد. توشیبا با تکیه بر همکاری جدید، سیستم‌‌های ارتباطی خود را در کنار کامپیوترهای IBM عرضه می‌کرد. همکاری دو شرکت باعث شد تا کامپیوترهای IBM به آژانس‌های دولتی و دولت‌های محلی فروخته شوند که قبلا شرکت آمریکایی را تحریم کرده بودند.


همکاری با IBM، علاوه بر توسعه‌ی بازاریابی، منجر به تولید محصولی انقلابی نیز در توشیبا شد. آن‌ها اولین کامپیوتر شخصی با فرم لپ‌تاپ را به‌نام TJ3100 در ژاپن تولید کردند که موفقیت زیادی را هم به‌همراه داشت. پیشرفت در بازار لپ‌تاپ در سال‌های بعد هم ادامه یافت و شرکت ژاپنی، تا سال ۱۹۹۱،‌ یک‌پنجم از بازار این دسته از کامپیوترهای شخصی را در دست گرفت.


توشیبا در دهه‌های پایانی قرن بیستم در حوزه‌های متنوعی فعالیت می‌کرد، اما بیش از همه با محصولات مصرفی الکترونیکی شناخته می‌شد. آن‌ها با فرایندهای خرید و ادغام متعدد، در دهه‌ی ۱۹۸۰ رشد مناسبی را در دسته‌ی محصولات مصرفی تجربه کردند. به‌عنوان بخشی از فرایند توسعه، زیرمجموعه‌های تولید، بازاریابی و تحقیق و توسعه‌ی محصولات صوتی و تصویری در یک مرکز جمع‌آوری شدند. فروش محصولات استاندارد مصرفی همچون VCR، پخش‌کننده‌های CD، تلویزیون و دستگاه‌های ضبط خانگی کاست، با سرعت مناسبی پیش رفت و توشیبا تصمیم گرفت تا وارد بازارهای جدید هم بشود. در سال ۱۹۸۶، بازار ویدئوی خانگی شاهد ورود توشیبا بود که با تأسیس زیرمجموعه‌ی جدید و معرفی ۱۱۰ عنوان به بازار ژاپن همراه شد. در همان سال، شراکت خارجی هم در صنعت مذکور قدرت گرفت و تجهیزات کابلی به شرکت American Television and Communication Corporation فروخته شد.


توشیبا / Toshiba


دفتر توشیبا در کانادا


غول ژاپنی صنعت تجهیزات الکترونیکی، عموما با محصولات مصرفی شناخته می‌شود که در بالا به آن‌ها پرداختیم. با اینحال توشیبا فعالیت‌های جدی و متعددی هم در حوزه‌ی تجهیزات الکترونیکی پزشکی دارد. در سال ۱۹۸۶، دستگاه‌های آنالیز سلامت خود به خانواده‌ی محصولات توشیبا اضافه شدند. این محصولات برای شناسایی بیماری‌های کبد و کلیه کاربرد داشتند و توسط توشیبا برای Allied Corporation تولید شدند. توشیبا با توسعه‌ در حوزه‌های متعدد فناوری، به دستاوردهای بزرگ دیگری هم رسیده بود که حل چالش‌ها و مسائل بزرگ بین‌المللی و داخلی را به‌همراه داشت. به‌عنوان مثال می‌توان به ساخت تجهیزات غنی‌سازی سوخت اورانیوم اشاره کرد که در نیروگاه‌های برق هسته‌ای کاربرد دارند. تولید تجهیزات مذکور،‌ اولین قدم‌ها را برای ورود ژاپن به صنعت تولید سوخت هسته‌ای شکل دادند.


توشیبا / Toshiba


دستگاه MRI توشیبا از خانواده تجهیزات پزشکی 


در سال ۱۹۸۷ بحرانی بین‌المللی برای توشیبا رخ داد که دستاوردهای متعدد قبلی را به حاشیه راند. تحقیقات بین‌المللی از زیرمجموعه‌ی Toshiba Machine ثابت کرد که ژاپنی‌ها تجهیزات دشوارسازی تشخیص صوتی را به کشور کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی فروخته‌اند. تجهیزات مذکور، شناسایی زیردریایی‌ها را دشوار می‌کرد و باعث شد تا ناتو، تجهیزات ضد زیردریایی خود را تقویت کند. توشیبا ادعا می‌کرد که کنترلی روی فعالیت‌های روزمره‌ی زیرجموعه‌ی مذکور ندارد، اما به‌هرحال آن‌ها قانونی را نقض کرده بودند که فروش تجهیزات به کشورهای کمونیستی را منع میکرد.


توشیبا / Toshiba


کامپیوتر همراه Toshiba T100X


در اثر بحران سال ۱۹۸۷، دو مدیر ارشد در زیرمجموعه‌ی توشیبا برای بازرسی‌های قانونی دستگیر شدند و چهار مدیر دیگر نیز استعفا دادند. دولت ژاپن، صادرات آن شرکت به اتحاد جماهیر شوروی را به‌مدت یک سال ممنوع اعلام و همچنین امتیازشان در درخواست ویزا برای افراد ساکن بلوک شرق را نیز باطل کرد. سوگیچیرو واتاری در آن زمان مدیر توشیبا بود که بر اثر اعتراض‌های متعدد داخلی و بین‌المللی، به‌صورت رسمی مجبور به عذرخواهی شد. فشارها بر شرکت باز هم ادامه داشت تا اینکه سنای آمریکا در یکم ژوئیه ۱۹۸۷، واردات کالاهای توشیبا را به مدت سه سال ممنوع اعلام کرد. واتاری و سابا از مقام مدیریت استعفا دادند و جویچی آئوی، معاون ارشد سابق به مقام مدیریت کل رسید.


ممنوعیت صادرات به آمریکا، زمینه‌ی توسعه‌ی بازارهای دیگر را برای توشیبا فراهم کرد

ممنوعیت صادرات به ایالات متحده، فرصت‌هایی را برای توشیبا به‌همراه داشت. آن‌ها ساختار فعالیتی خود را تاحدودی تغییر دادند تا از دست دادن بازار آمریکا را جبران کنند. در سال‌های پایانی دهه ی ۱۹۸۰، همکاری با شرکت‌های چینی با هدف تأمین مدارهای مجتمع تلویزیون، وارد فاز جدی‌تر شد. به‌علاوه در سال ۱۹۹۱ شرکتی مشترک با جنرال الکتریک تأسیس شد که صادرات با هدف لوازم خانگی بزرگ‌تر را در دستور کار قرار داد. قرارداد مهم بعدی، ساخت کارخانه‌ی تولید تلویزیون رنگی در روسیه بود که اولین قرارداد در این سبک میان مسکو و یک شرکت ژاپنی محسوب می‌شد. بدین‌ترتیب، با وجود از دست دادن پنج میلیارد ین به‌خاطر ممنوعیت صادرات به ایالات متحده، سود توشیبا دوبرابر شد. آن‌ها از آمار سود ۶۱ میلیارد ین در سال ۱۹۸۷ به ۱۲۱ میلیارد ین در سال ۱۹۹۰ رسیدند. پیشرفت‌های مالی شدید توشیبا باعث شد تا جویچی در سال ۱۹۹۱ به‌عنوان مدیرعامل برتر آسیا انتخاب شود.


توشیبا / Toshiba


توشیبا Tecra 700CS محصول سال ۱۹۹۵


اصلاح زیرساخت‌ها در سال‌های پایانی قرن بیستم

برند ژاپنی در حفظ بازار در دهه‌ی ۱۹۸۰ موفقیت‌های مناسبی داشت، اما با ورود به دهه‌ی پایانی قرن بیستم، چالش‌های جدیدی به آن‌ها فشار آوردند. افزایش ارزش ین نسبت به ارزهای بین‌المللی و رکود اقتصاد در سطح بین‌المللی، فشارهای زیادی را بر توشیبا و مدیرانش وارد کرد. درآمد سالانه‌ی شرکت از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ تقریبا ثابت ماند، اما سود آن‌ها با سقوطی نزدیک به ۹۰ درصد، به ۱۲ میلیارد ین رسید که در مدت یک دهه، بی‌سابقه بود.


آئوی در دهه‌ی ۱۹۹۰ مسئولیت ریاست هیئت‌مدیره‌ی توشیبا را برعهده داشت و فومیو ساتو، مدیر کل شرکت بود. آن‌ها استراتژی‌های متعددی را به‌کار گرفتند تا روند سقوطی شرکت را متوقف کنند. در سال ۱۹۹۳ اصلاحات ساختاری در توشیبا انجام شد تا ارتباط و پیوستگی میان صدها زیرمجموعه‌ی عملیاتی، با یکپارچگی بیشتری پیگیری شود. مدیران در رویکردی هم‌مسیر با روندهای صنعتی، چرخه‌های توسعه‌ی محصول را کوتاه‌تر کردند. به‌علاوه کاهش هزینه‌های تولید و نظارت دقیق‌تر بر نیاز مشتری نیز در توشیبا به‌‌کار گرفته شد.


توشیبا / Toshiba


لپ‌تاپ توشیبا با برند libretto


خانواده‌ی محصولات مصرفی توشیبا در سال‌های بحران نیز درآمدزایی خوبی برای شرکت به‌همراه داشتند. ایجاد تنوع در محصولات این خانواده، از برنامه‌های اصلی مدیران بود. تلویزیون‌های رنگی هنوز بیش از ۵۰ درصد از درآمد محصولات مصرفی را تأمین می‌کردند. به‌هرحال برای افزایش تنوع، محصولات ارتباط سلولی، چندرسانه‌ای و دستگاه‌های الکترونیکی همراه به استراتژی‌های تولیدی توشیبا اضافه شدند. در کنار همه‌ی استراتژی‌ها، همکاری با شرکت‌های دیگر و تبادل فناوری‌ها و دستاوردها با قدرت زیادی ادامه داشت.


توشیبا در سال ۱۹۹۲،‌ با پرداخت ۵۰۰ میلیون دلار، ۵.۶ درصد از سهام تایم وارنر اینترتینمنت، از زیرمجموعه‌های تایم وارنر را خریداری کرد. شرکت مذکور، مالک زیرمجموعه‌های متعددی همچون سیستم‌های تلویزیون کابلی، Home Box Office و استودیوهای برادران وارنر بود. دو شرکت، در ابتدای همکاری توسعه‌ی استانداردی جدید برای DVD را در دستور کار قرار دادند. تا میانه‌های دهه‌ی ۱۹۹۰، استاندارد توشیبا/تایم وارنر به استانداردی جامع در صنعت تبدیل شده بود و به‌نوعی فرمت رقیب (که توسط سونی و فیلیپس توسعه یافته بود) را شکست داد.


توشیبا / Toshiba


لوگوی توشیبا تا سال ۱۹۸۶


پس از توسعه‌ی استانداردهای کاربردی برای صنعت DVD،‌ نوبت به تولید اولین تجهیزات مصرفی در توشیبا رسید. اولین پخش‌‌کننده‌های DVD خانگی و اولین درایوهای DVD کامپیوترهای شخصی، برای اولین‌بار با برند توشیبا و در سال ۱۹۹۶ ساخته شدند. از همکاری‌های مهم دیگر در آن سال‌ها می‌توان به تفاهم‌نامه با IBM در جهت تولید تراشه‌های حافظه‌ی DRAM با ظرفیت ۶۴ مگابیت در ایالات متحده اشاره کرد. همکاری مذکور، با سرمایه‌گذاری ۱/۲ میلیارد دلاری دو شرکت انجام شد.


بخش زیادی از فرایند توسعه، در همکاری با شرکت‌های بین‌المللی ممکن شد

تایزو نیشیمورو، در سال ۱۹۹۶ مدیریت کل توشیبا را بر عهده گرفت. او پس‌زمینه‌ی بازاریابی و رسانه داشت و به‌عنوان اولین مدیر غیر مهندس توشیبا مشغول به کار شد. او از همان ابتدا با چالش رکود اقتصادی ژاپن و بحران اقتصادی آسیا روبه‌رو بود که در سال ۱۹۹۷ به اوج خود رسید. درنتیجه‌ی همین بحران‌ها، تجهیزات مصرفی الکترونیکی و بخش نیمه‌هادی‌ها در شارپ، درکنار رقابت بین‌المللی شدید با سقوط قیمت و تقاضا هم روبه‌رو شدند. درنهایت، سال مالی منتهی به مارس ۱۹۹۹ با اولین رکورد خسارت در تاریخ توشیبا همراه بود که ضرر ۱۱۲/۹ میلیون دلار را ثبت کرد.


توشیبا پیش از رخ دادن انواع بحران‌های مالی، برنامه‌های جدی تغییر زیرساخت را رسانه‌ای کرده بود. آن‌ها تغییری چندلایه را مد نظر داشتند که طبق استانداردهای ژاپنی، کاملا رادیکالی محسوب می‌شود. تعدیل ۶،۵۰۰ موقعیت شغلی تا سال ۲۰۰۰ و تغییر زیرساخت‌های عملیاتی، در کنار ادغام‌ها و همکاری‌های متعدد با شرکت‌های خارجی، در دستور کار مدیران توشیبا قرار داشت. بسیاری از زیرمجموعه‌های قدیمی با همکاران خارجی ادغام شدند.


توشیبا / Toshiba


آتسوتوشی نیشیدا از معماران لپ‌تاپ‌های توشیبا در کنار بیل گیتس


از تغییرات ساختاری مهمی توشیبا در سال‌های پایانی قرن بیستم می‌توان به تغییر ساختار ۱۵ زیرمجموعه، به هشت گروه کسب‌وکاری داخلی اشاره کرد که البته با استقلال بیشتری به فعالیت ادامه دادند. تغییرات جدید، با هدف افزایش صرعت تصمیم‌گیری در شرکتی رخ داد که هنوز درگیری بروکراسی‌های شدید اداری بود. به‌همین ترتیب، تعداد اعضای هیئت‌مدیره نیز از ۳۴ به ۱۲ نفر کاهش یافت. علاوه بر تغییرهای ساختاری، سیستم‌های مالی و پاداش و حقوث نیز دست‌خوش تغییر اساسی شدند. حقوق و پاداش مدیران، وابستگی شدیدی به عملکرد و بازدهی آن‌ها پیدا کرد و همچنین، رویکرد Six Sigma از جنرال الکتریک نیز در ساختارهای مدیریتی اجرا شد. درنهایت، در سال ۲۰۰۰ حدود ۱/۳ میلیارد دلار صرفه‌جویی در هزینه‌های توشیبا ثبت شد.


از بحران‌های مدیریتی توشیبا در سال‌های پایانی قرن بیستم می‌توان به پرونده‌ای حقوقی در ایالات متحده اشاره کرد که دستگاه‌های معیوب فلاپی درایو در لپ‌تاپ‌های شرکت ژاپنی را هدف قرار داده بود. توشیبا در ابتدا اتهام‌های وارده را نپذیرف، اما درنهایت نیشیمورو با ترس از حکم نهایی و اجبار به پرداخت ۱۰ میلیارد دلار (که قابلیت ورشکسته کردن شرکت را داشت) با آمریکایی‌ها به توافق رسید. آن‌ها درنهایت ۱/۱ میلیارد دلار خسارت پرداخت کردند، اما در نظر بسیاری از کاربران و کارشناسان، به تسلیم شدن زودهنگام متهم شدند. پرونده‌ی حقوقی آمریکا باعث شد تا توشیبا بار دیگر در سال منتهی به مارس ۲۰۰۰، خسارت مالی به میزان ۲۶۴/۲ میلیون دلار گزارش دهد.


توشیبا / Toshiba


Toshiba Libretto W100 محصول ۲۰۱۰


سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند توشیبا

نیشیمورو در سال ۲۰۰۰ به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ی توشیبا انتخاب شد و تاداشی اوکامورا مسئولیت مدیریت عامل و مدیریت کل را بر عهده گرفت. او هم سابقه‌ای در حوزه‌ی بازاریابی داشت و به‌نوعی روند مدیر کل قبلی را در پیش گرفت. در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱، برند ژاپنی همه‌ی تلاش خود را به کار گرفت تا به سوددهی بازگردد. فناوری اطلاعات و تجهیزات و خدمات مربوطه، نقطه‌ی تمرکز توشیبا در قرن جدید بود و بسیاری از فعالیت‌های غیرمرتبط با استراژی‌ جدید نیز به‌صورت همکاری با شرکت‌های دیگر درآمدند.


فعالیت در صنعت هسته‌ای، استراتژی شکست‌خورده‌ی توشیبا بود

توشیبا در سال ۲۰۰۱ قرارداد تولید محصول را با Orion Electric امضا کرد. شرکت مذکور، از بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های محصولات مصرفی در جهان محسوب می‌شد که تولید تلویزیون و کالاهای ویدئویی را برای توشیبا بر عهده گرفت. هدف از همکاری، پاسخ مناسب به نیاز روزافزون بازار آمریکای شمالی بود. این دو شرکت در سال ۲۰۰۸ به همکاری تولید تجهیزات، پایان دادند. شایان ذکر است تولید تلویزیون‌های CRT در سال ۲۰۰۴ در توشیبا متوقف شد و همین سرنوشت، در سال ۲۰۰۶ برای تلویزیون‌های پلاسما رقم خورد تا غول ژاپنی روی توسعه‌ی محصولات جدیدتر همچون پنل‌های تخت، متمرکز شود.


توشیبا / Toshiba


مرکز مدیریت توشیبا در آلمان


از خریدهای مهم توشیبا در قرن ۲۱ می‌توان به شرکت Westinghouse Electric اشاتره کرد. شرکت سوخت‌های هسته‌ای بریتانیا (BNFL) در سال ۲۰۰۵ خبر فروش شرکت مذکور را رسانه‌ای کرد. بزرگان دنیای فناوری همچون توشیبا، جنرال الکتریک و میتسوبیشی برای خرید وستینگهاوس اعلام تمایل کردند. بسیاری از کارشناسان از تصمیم دولت بریتانیا برای فروش یکی از بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های رآکتور هسته‌ای در دوران اوج‌گیری صنعت هسته‌ای، متعجب بودند. درنهایت توشیبا توانست با پرداخت پنج میلیارد دلار، شرکتی را خریداری کند که در ابتدا ۱/۸ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده بود. البته توشیبا ۷۷ درصد از وستینگهاوس را در اختیار گرفت و سایر سهام بین دو شرکت دیگر تقسیم شد. خرید مهم دیگر در دهه‌ی ۲۰۰۰، کسب‌وکار هارددرایوها شرکت هم‌وطن، فوجیتسو بود.


با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰، توسعه‌ی فعالیت‌های توشیبا با وجود بحران‌های متعدد ادامه یافت. آن‌ها شرکت سوئیسی Lanfis+Gyr را در سال ۲۰۱۱ به مبلغ ۲/۳ میلیارد دلار خریداری کردند. از خریدهای مهم دیگر می‌توان به کسب‌وکار پایانه‌های فروش IBM به مبلغ ۸۵۰ میلیون دلار اشاره کرد. خرید دیگر، مرکز تولیدی Vijay Electricals در حیدرآباد بود که تولید محصولات تبدیل و توزیع برق را در هند انجام می داد. شرکت جدید به‌عنوان عضوی از زیرمجموعه‌ی زیرساخت‌های اجتماعی توشیبا به فعالیت ادامه داد. توشیبا در سال ۲۰۱۲ متهم به قیمت‌گذاری بالا برای پنل‌های LCD در آمریکا شد که با وجود مقاومت اولیه، درنهایت ۵۷۱ میلیون دلار به‌خاطر پرونده‌ی مذکور، پرداخت کرد.


توشیبا / Toshiba


لپ‌تاپ‌های جدید توشیبا با برند داینابوک


در ادامه‌ی دهه‌ی ۲۰۱۰، شرکت‌های متعدد دیگری به زیرمجموعه‌های توشیبا افزوده شدند که بازار فعالیت آن‌ها را به‌مرور گسترش دادند. از میان آن‌ها می‌توان به OCZ اشاره کرد که با هدف تقویت بخش محصولات ذخیره‌سازی خریداری شد. در سال ۲۰۱۶، پروژه‌ی توسعه‌ای جدیدی از سوی توشیبا معرفی شد که تأسیس مرکز جدید تولید نیمه‌هادی در ژاپن، بخشی از آن بود. پروژه‌‌ی مذکور با هزینه‌ی ۳/۲ میلیارد دلار برای اجرا تا پایان سال ۲۰۱۹ برنامه‌ریزی شد.


توشیبا در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که تولید تلویزیون را در کارخانه‌های داخلی متوقف خواهد کرد. تلویزیون‌های شرکت از آن زمان توسط Compal برای بازار آمریکا و توسط Vestel و دیگر شرکت‌های اروپایی برای بازار اروپا تولید می‌شوند.


توشیبا / Toshiba


اولین اعضای خانواده لپ‌تاپ توشیبا


با وجود تمام پیشرفت‌های صورت گرفته در توسعه‌ی کسب‌وکار، سال ۲۰۱۵ با رخداد عجیب و خسارت‌باری برای توشیبا همراه بود. شرکت اعلام کرد که بازرسی دقیقی را روی برنامه‌های حسابداری خود انجام خواهد داد که احتمالا منجر به اصلاح گزارش‌های مالی سه سال گذشته خواهد شد. سپس هیسائو تاناکا، مدیرعامل وقت، به‌خاطر رسوایی حساب‌داری عظیم استعفا داد و آن را «خسارت‌بار ترین رخداد برای برند توشیبا در ۱۴۰ سال گذشته» نامید. در هفت سال منتهی به ۲۰۱۵، سود شرکت در گزارش‌های مالی ۱/۲ میلیارد دلار بیشتر گزارش شده بود.


رسوایی مالی و حقوق در کنار ورشکستگی وستینگهاوس،‌ فشار زیادی به توشیبا وارد کرد

رسوایی مالی توشیبا منجر به استعفای مدیران متعدد شد. این رسوایی همچنین حذف نام توشیبا را از یکی از شاخص‌های بورسی شامل برترین شرکت‌های ژاپنی، حذف به‌همراه داشت. ارزش سهام شرکت در سپتامبر ۲۰۱۵ به پایین‌ترین حد خود در دوره‌ی ۲/۵ ساله رسید. سقوط ارزش سهام،  علاوه بر رسوایی مالی به فروش ضعیف بهش‌های تلویزیون، لوازم خانگی و کامپیوترهای شخصی هم مربوط بود. به‌هرحال بحران‌های مالی توشیبا در ادامه‌ی رسوایی مالی ادامه داشت و برای تغییر ساختارهای مدیریتی، ساتوشی سوناکاوا، مدیر سابق زیرمجموعه‌ی تجهیزات پزشکی، به‌عنوان مدیرعامل انتخاب شد.


توشیبا / Toshiba


مدیران کنون توشیبا، نوبواکی کوروماتانی (چپ) - ساتوشی سوناکاوا (راست)


وستینگهاوس از زیرمجموعه‌های مهم توشیبا بود که بحران‌های زیادی را در سال‌های اخیر برای برند ژاپنی ایجاد کرد. توشیبا بدون داشتن سابقه‌ای در صنعت هسته‌ای، اقدام به خرید وستینگهاوس کرده بود و تسونامی سال ۲۰۱۱ داییچی هم در تعطیلی بسیاری از نیروگاه‌های هسته‌ای تأثیرگذار بود. به‌هرحال ضرردهی وستینگهاوس ادامه داشت و زیرمجموعه‌ی نیروگاه‌های هسته‌ای توشیبا روزگار خوشی را سپری نمی‌کرد. درنهایت وستینگهاوس که پروژه‌ای شکست‌خورده هم در آمریکا داشت، در سال ۲۰۱۷ اعلام ورشکستگی کرد. توشیبا در سال ۲۰۱۸، کل هلدینگ وستینگهاوس را به Brookfield فروخت.


از رخدادهای اخیر در ساختار محصولات و مدیریت توشیبا می‌توان به فروش کسب‌وکار تراشه‌های حافظه به گروهی تحت رهبری Bain Capital اشاره کرد که شرکت‌های بزرگی همچون اپل، دل، هویا، کینگستون، سیگیت و اس‌کی هاینیکس، پشتیبانی مالی آن را بر عهده دارند. شرکت جدید با نام Toshiba Memory Corporation به فعالیت ادامه می‌دهد. هایسنس هم در سال ۲۰۱۷ با پرداخت ۱۱۳/۶ میلیون دلار، کسب‌وکار مهم دیگر توشیبا یعنی Visual Solutions را خریداری کرد.


تلویزیون توشیبا Toshiba


نمونه‌ای از جدیدترین تلویزیون‌های توشیبا


توشیبا در سال ۲۰۱۸ زیرمجموعه‌ی تولید لپ‌تاپ خود را به برندی مستقل تحت نام Dynabook تغییر داد. از سال ۲۰۱۹، تمامی محصولات شرکت در بازار لپ‌تاپ با آن برند به فروش می‌رسد. توشیبا اکنون در چهار زیرمجموعه‌ی کلی فعالیت می‌کند که عبارت‌اند از:


Digital Products Group

Electronic Devices Group

Home Appliances Group

Social Infrastructure Group

آخرین گزارش‌‌های آماری، تعداد کارمندان توشیبا را بیش از ۱۴۱ هزار نفر عنوان می‌کند. درحال‌حاضر نوبواکی کوروماتانی به‌عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره‌ی شرکت مشغول به کار است. درآمد توشیبا در جدیدترین اسناد مالی، ۳/۶۹۳ تریلیون ین، برابر با حدود ۳۳ میلیارد دلار، عنوان شد.

دسته : ,
برچست ها :

نگاهی به تأسیسات معدن‌کاوی بیت کوین در ایسلند


تاریخ انتشار پست : 1398/8/15 بازدید : 5


معدن‌کاوی بیت‌کوین در ایسلند به‌‌دلیل هزینه‌های ارزان انرژی، بازدهی چشمگیری دارد؛ به‌همین‌دلیل، تأسیساتی حرفه‌ای در کشور راه‌اندازی شده است.


معدن‌کاوی بیت‌کوین امروزه سهم عمده‌ای از مصرف الکتریسیته را در ایسلند به‌خود اختصاص می‌دهد. لیزا بارنارد، در پروژه‌ی عکاسی خود با موضوع بیت‌کوین، از تأسیسات معدن‌کاوی در این کشور بازدید کرد. یکی از این تأسیسات با مدیریت شرکتی به‌نام Genesis Mining، قدرت هش دستگاه‌های خود را به معدن‌کاوهای رمزارز اجاره می‌‌دهد. در این مطلب زومیت، شرحی از بازدید بارنارد از تجهیزات معدن‌کاوی و شیوه‌ی کار و مدیریت آن را ارائه می‌کنیم.


معدن کاوان بیت کوین سالانه ۲۴ تراوات انرژی الکتریکی مصرف می‌کنند

در فاصله‌ی سه‌کیلومتری از فرودگاه ریکیاویک، پایتخت ایسلند، ساختمان فلزی ساده‌ای قرار دارد که بدون تابلو یا عنوانی خاص، از دور شبیه به مرغ‌داری به‌نظر می‌رسد. از داخل این ساختمان نیز مانند مرغ‌داری صدای زیادی شنیده می‌شود؛ اما صدا به‌خاطر پرورش مرغ نیست. درواقع، ده‌هاهزار پردازنده‌ی گرافیکی محاسبات پیچیده و خسته‌کننده‌ی موردنیاز برای تأیید تراکنش‌های رمزارز را انجام می‌دهند و آن‌ها را به دفترکل عمومی اضافه می‌کنند؛ همان ساختاری که به‌‌عنوان تعریف اولیه و بنیادین بلاک‌چین می‌شناسیم.


در تأسیسات عجیب‌وغریب معدن‌کاوی بیت‌کوین، صدهاهزار فن هوا را به‌گردش درمی‌آورند و از گرم‌شدن تجهیزات جلوگیری می‌کنند. به‌علاوه، ۶ توربین سقفی بزرگ هم در ساختمان فعال هستند که با نیرویی معادل ۳۶۰ ماشین لباس‌شویی می‌چرخند.


معدن کاوی بیت کوین در ایسلند


تأسیسات معدن‌کاوی بررسی‌شده انیگما (Enigma) نام دارد و Genesis Mining در سال ۲۰۱۴، آن را تأسیس کرده است. این مرکز را می‌توان پرسروصداترین محلی دانست که لیزا بارنارد سابقه‌ی عکاسی از آن دارد. بارنارد دو سال پیش از تأسیسات انیگما دیدن کرد و در یادآوری آنجا می‌گوید تنها صدا و نور LED و سیم‌کشی‌های طویل و متعدد را به‌یاد می‌آورد. او درباره‌ی بازدید از انیگما می‌‌گوید:


احساس می‌کردم درون کامپیوتر حرکت می‌کنم.



مرکز معدن‌کاوی عظیم کیلومترها دورتر از چشمه‌های آب گرم و آبشارها و تالارهایی قرار دارد که سالانه نزدیک به ۲/۳ میلیون گردشگر را به ایسلند جذب می‌کنند. البته این مرکز نیز مانند جاذبه‌های گردشگری، به‌نوعی محصول همان عناصر زمین‌شناسی مشهور ایسلند محسوب می‌شود. کشور ایسلند در منطقه‌ی شمالی اروپا و پشته‌ی میانی اقیانوس اطلس قرار دارد؛ یعنی جایی‌که زمین‌ساخت‌های اوراسیا و آمریکای‌شمالی به‌هم می‌رسند. کشوری با زمین آتش‌فشانی و رودخانه‌های یخی و دریاچه‌هایی به‌رنگ زمرد که ترکیبی از جاذبه‌های زمین‌شناسی را به هر بازدیدکننده‌ای عرضه می‌کند.


معدن‌کاوان بیت‌کوین در ایسلند بیش از تمام خانه‌های کشور انرژی برق مصرف می‌کنند

گرمای موجود در زیر زمین و در آب‌های ایسلند با استفاده از سدهای هیدروالکتریکی بهره‌برداری می‌شوند. ایستگاه‌های تأمین برق زمین‌گرمایی بخش مهمی از شبکه‌ی نیروی ایسلند را تشکیل می‌دهند . درنهایت، برق ارزان برای استفاده در مراکز معدن‌کاوی در این کشور وجود دارد. فرایند معدن‌کاوی یا تأیید تراکنش‌های رمزارز، پیچیده و نیازمند نیروی برق بسیار زیاد است. معدن‌کاوان نیز به‌‌دلیل فعالیت خود، سکه‌های جدید دریافت می‌کنند که باتوجه‌به نرخ نوسان درخورتوجه، سوددهی مناسبی به‌همراه خواهند داشت. به‌علاوه، دمای هوا در آن منطقه به‌ندرت از ۱۳ درجه‌ی سانتی‌گراد افزایش می‌یابد و شرایط دمایی مطلوبی هم برای معدن‌کاوان ایجاد می‌کند.


معدن کاوی بیت کوین در ایسلند


تاریخ تولد بیت‌کوین را می‌توان ۳ ژانویه‌ی ۲۰۰۹ نامید و کمی بعد از پیدایش بیت‌کوین، شرکت‌های فعال در حوزه‌ی رمزارز به‌مرور به ایسلند رفتند. در سال ۲۰۱‍۶، مراکز داده‌ی بزرگ این کشور حدود ۱ درصد از GDP یا تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دادند و فعالیت‌های معدن‌کاوی بیت‌کوین حدود ۹۰ درصد از درآمد را تأمین می‌کردند. درحال‌حاضر، تأسیسات معدن‌کاوی نیروی برق بیشتری از همه‌ی خانه‌های موجود در ایسلند مصرف می‌کنند و قبض برق در انیگما ماهانه به بیش از یک‌میلیون دلار می‌رسد.


با وجود استفاده‌ی مراکز معدن‌کاوی از انرژی‌های تجدیدپذیر، بازهم محیط‌زیست را تهدید‌ می‌کنند. درواقع، همیشه این سؤال وجود دارد که چگونه بدون ضربه‌زدن به محیط‌زیست، منابع موردنیاز فعالیت صنعتی را فراهم کنیم. متخصصان اعتقاد دارند برای تأمین نیاز رو‌به‌رشد مراکز به انرژی، باید سدها و نیروگاه‌های بیشتری تأسیس شوند که به‌مرور، خطر ضربه به محیط‌زیست بکر و حساس ایسلند را افزایش می‌دهند.


سخت‌افزارهای دمونتاژشده از دستگاه‌های معدن‌کاوی


کشمکش میان نیاز به انرژی و درآمدزایی از معدن‌کاوی، بارنارد را برای انجام پروژه‌‌ی حاضر وسوسه کرد. او وقتی مشغول کار روی کتاب جدیدش با موضوع طلا بود، به طلای دیجیتال علاقه‌مند شد که هیچ‌یک از بانک‌های مرکزی آن را کنترل نمی‌کردند. سپس، بارنارد چندین‌بار از مراکز مرتبط با بیت‌کوین دیدن کرد؛ از ژاپن که به‌عنوان اولین کشور جهان رمزارزها را به‌رسمیت شناخت تا ایسلند که مراکز معدن‌کاوی صنعتی دارد. از دیدگاه بارنارد، از یک سو پذیرش رمزارزها به‌عنوان دارایی ارزی جذاب به‌نظر می‌رسد، از سوی دیگر، آن‌ها می‌توانند برای زمین مخرب و آسیب‌زا باشند.


بارنارد پس از عکاسی از انیگما، به نیروگاه برق سوارتسنسی و سایت‌های دیگر تأمین برق ایسلند رفت. او حس خود را از مشاهده‌ی واکنش‌های گرمایی زمین و تبدیل آن‌ها به برق، ترکیبی از ترس و شگفت‌زدگی بیان می‌کند. در مراکز تأمین برق، آب‌ با بوی گوگرد و صدایی کم حرکت می‌کرد و به انرژی تبدیل می‌شد؛ با صدایی بسیار کمتر از مراکز معدن‌کاوی که از انرژی آن استفاده و به‌نوعی پیوندی ناگسستنی ایجاد می‌کردند.

دسته : ,
برچست ها :

فیبر کربن با وزن بسیار کم باعث صرفه‌جویی در مصرف سوخت خودروها می‌شود؛ اما فرایند ساخت آن نیازمند مقادیر زیاد انرژی است که خود باعث انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود.


به نظر می‌رسد فیبرکربن برای محیط‌زیست نسبتاً مناسب باشد؛ استفاده از این ماده باعث می‌شود خودروها و هواپیماها آن‌قدر سبک‌تر شوند که مسافت بیشتری را با مصرف سوخت کمتر طی کنند. از طرفی، تولید سازه‌های فیبرکربنی، انرژی بسیار زیادی مصرف می‌کند؛ به همین دلیل بی‌ام‌و فیبرکربن مورد نیاز برای خودروهای i3 و i8 خود را از شهر موزس لیک واقع در واشنگتن که فرایند تولید انرژی درآن پاک‌تر است، تأمین می‌کند.


BMW i3


اکنون محققان دانشگاه فنی مونیخ فرآیندی را کشف کرده‌اند که به تولید فیبرکربن باکاهش CO2 منجر می‌شود. تولید مواد اولیه پلی آکریلونیتریل از جلبک‌ها و تصفیه آن با استفاده از انرژی خورشیدی و بازتاب پارابولیک، الیافی را تولید می‌کند که با خواص الیاف مشتق‌شده از هیدروکربن‌ها مطابقت دارد.


جلبک‌های دانشگاه فنی مونیخ، دی‌اکسیدکربن را در قندها و روغن جلبک پیوند می‌دهند؛ سپس یک مخمر مخصوص تشکیل روغن باعث می‌شود روغن‌های مخمر از قندهای جلبک و دیواره‌های سلولی به دست آید. آنزیم‌ها به روغن جلبک و مخمر حمله می‌کنند تا اسیدهای چرب و گلیسیرین تشکیل شوند. گلیسیرین به فیبرکربن تبدیل می‌شود، در حالی که اسیدهای چرب می‌توانند به‌عنوان افزودنی استفاده شوند.


Airbus A320


تأسیسات تحقیقاتی AlgaeTec با سرمایه‌گذاری ایرباس  راه‌اندازی شده است. هدف این پروژه در ابتدا استخراج نفت سفید زیستی از جلبک‌ها بود. سوخت جت تولیدشده از جلبک‌ها ممکن است هرگز از نظر اقتصادی قابل توجیه نباشد، اما محققان دانشگاه فنی مونیخ می‌گویند که تولید فیبرکربن در مقیاس بزرگ، امکان جبران تمام کربن‌های تولیدشده توسط بخش هواپیمایی را دارد.


Carbon Dioxide Emission


توماس براک، مدیرعامل سینتیک بیوتک (Synthetic Biotech) عقیده دارد، برای تولید فیبر کربن به این روش به مزارع جلبکی به وسعت کشور الجزایر نیاز است.


چنین حرفی در ابتدا نامعقول به نظر می‌رسد، اما جلبک‌ها در شرایط وجود آب شور، نور آفتاب و CO2 رشد می‌کنند و صحرای کشور الجزایر به میزان زیادی از دو مورد اول بهره می‌برد. دی‌اکسیدکربن در این مزرعه به وسعت الجزایر، با سختی به دست می‌‌آید؛ زیرا فرایند دانشگاه فنی مونیخ به جریانی غنی و مستقیم از دی‌اکسیدکربن خروجی از کارخانه‌ی تولید فولاد متکی است.


آلودگی هوا 


هنوز مشخص نیست که برای این کار چه تعداد نیروگاه تولید فولاد یا انرژی برق باید در صحرای الجزایر احداث شود. محققان دانشگاه فنی مونیخ ادعا می‌کنند که حداقل عملکرد اقتصادی جلبک‌ها ۱۰ برابر بیشتر از گندم یا ذرت است و هدررفت کود نیز ندارد.


بهترین خودروهای جهان با بدنه فیبرکربن

بدنه‌ی خودرو تنها مورد استفاده‌ی این ماده‌ی کربنی نیست. محققان دانشگاه فنی مونیخ همچنین پیشنهاد می‌کنند که فولاد و بتن‌های فشرده و تقویت‌شده در تیرهای پل‌های بزرگراه‌ها با فناوری جدید و جسورانه‌ای جایگزین شوند؛ در این فناوری گرانیت یا سایر سنگ‌های گنیس (سنگ‌هایی که تحت دما و فشار زیاد شکل گرفته‌اند) بین دو ورقه‌ی فیبرکربن فشرده خواهند شد. گفته می‌شود که تیرهای آی‌شکل (I-beam) ساخته شده از این ماده‌ی فشرده که سنگ فیبرکربنی (CarbonFiberStone) یا CFS نامیده شده‌اند، دارای استحکام تیر فولادی، وزن تیر آلومینیومی و با میزان تولید دی‌اکسیدکربن کمتری نسبت به تیرهای مشابه آلومینیومی، فولادی یا بتنی هستند.


یکی دیگر از کاربردهای این فناوری، استفاده در چوب اسکی است که از CFS بهره می‌برد. چوب اسکی اسپادا متعلق به شرکت سوئیسی Zai AG با استفاده از گنیس سوئیسی Alpine Calanca و فیبرکربن معمولی ساخته می‌شود. چوب اسکی اسپادا از نمونه‌های آلومینیومی سبک‌تر و بسیار انعطاف‌پذیرتر هستند و خواص ضد لرزش و ارتعاش بهتری نسبت به چوب اسکی‌های سنتی دارند. قیمت آن‌ها از حدود ۶،۸۵۰ دلار شروع می‌شود و در زمره گران‌ترین چوب اسکی‌ها قرار دارند، اما می‌توان تصور کرد که خرید آن‌ها چقدر روی حفظ زمین و محیط زیست تأثیر مثبت خواهد داشت.


CO2-Negative Carbon Fiber / فیبر کربن 


صحبت از قیمت شد؛ تیم تحقیقات دانشگاه فنی مونیخ هنوز آماده مقایسه قیمت فیبرکربن ساخته‌شده از جلبک با قیمت محصولات فعلی نیست؛ اگرچه این تیم اطمینان دارد که فرایند جدید می‌تواند قیمت را رقابتی کند.


آزمایش تیم تحقیقات دانشگاه فنی مونیخ نشان می‌دهد، هنگامی که د‌ی‌اکسیدکربن در فیبرکربن محبوس بماند، از جو خارج می‌شود. تیم توماس براک برای اطمینان بیشتر پیشنهاد می‌کند که فیبرکربن مستعمل خرد شده و در سوراخ‌های معدن زغال سنگ دفن شوند. تصور کنید که فرزندان ما وقتی هزاران سال بعد معدن را کشف کنند، از آن چه چیزی خواهند ساخت.



لامبورگینی نمونه‌های فیبر کربن خودرو را به فضا می‌فرستد

ساخت برگ مصنوعی با قابلیت تولید سوخت پاک

آیا با افزایش گاز کربن‌دی‌اکسید، گیاهان با سرعت بیشتری رشد می‌کنند؟

موفقیت دانشمندان در تبدیل کربن دی اکسید به ماده آلی

دسته : ,
برچست ها :

ژانگ‌پنگ ژائو با این ادعا که به‌راحتی می‌توان قیمت بیت‌کوین را پیش‌بینی کرد، اعلام کرده که ارزش بیت‌کوین به‌زودی به مرز ۱۶ هزار دلار خواهد رسید. 

ژانگ‌پنگ ژائو، مدیرعامل بایننس که یکی از تاثیرگذارترین صرافی‌های بیت‌ کوین در جهان است، اعلام کرده که قیمت بیت‌کوین در آینده‌ی نزدیک از مرز ۱۶ هزار دلار عبور خواهد کرد. وی همچنین به این نکته اشاره کرد که پیش‌بینی قیمت بیت‌کوین چندان سخت نیست. ژانگ‌پنگ ژائو در حالی پیش‌بینی قیمت بیت‌کوین را امری ساده خوانده که بسیاری از صاحب‌نظران نظر مخالفی دارند. ژائو در توییت خود اعلام کرده، پیش‌بینی اینکه بیت‌کوین در چه بازه‌ی زمانی به قیمت مشخصی می‌رسد، امری دشوار است.

بیت کوین چگونه کار می‌کند؟
چندی پیش، ادوارد اسنودن با انتشار یک توئیت حاوی تصویری از حساب کاربری یک کاربر ناشناخته در شبکه‌ی 4Chan، از احتمال افزایش قیمت تا ۱۶ هزاردلار طی ماه اکتبر خبر داده بود. براساس پیش‌بینی‌های این کاربر ناشناخته، ارزش بیت‌کوین در ماه نوامبر سال ۲۰۲۰ به ۸۷ هزار دلار خواهد رسید. حال مدیرعامل بایننس به این نکته اشاره کرده که دست‌یافتن به قیمت ۱۶ هزاردلاری در آینده‌ی نزدیک محقق خواهد شد.

ارزش بیت‌کوین پس از سقوط تا مرز ۴ هزار دلار، از ماه آوریل ۲۰۱۹ شروع به صعود کرد و پس از دست‌یافتن به ارزش ۱۳ هزار دلار طی تابستان سال جاری دوباره روند نزولی را در پیش گرفت تا اینکه اخیرا دوباره ارزش این رمزارز رشد کرد. رشد اخیر قیمت بیت‌کوین از نظر بسیاری با سخنان ژی جین‌پینگ، رئیس جمهور چین ارتباط مستقیم دارد. جین‌پینگ در سخنان خود به مزایا و قابلیت‌های بلاک‌چین اشاره کرده بود که همین موضوع باعث افزایش ارزش بیت‌کوین و صعود قیمت شد. 
دسته : ,
برچست ها :

پژوهشگران روشی خلاقانه برای توقف روند ذوب یخ‌‌های قطب شمال پیشنهاد کرده‌‌اند که بسیار ایمن‌‌تر و ارزان‌‌تر از سایر روش‌‌های مهندسی زمین است.

قطب‌‌شمال با سرعت در حال ناپدیدشدن است و امروزه یخ‌‌های گرینلند ۶ برابر سریع‌‌تر از ۴۰ سال پیش ذوب می‌‌شوند. در اوت (مرداد و شهریور) امسال، ۶۰ تن از یخسارهای قطبی، تنها در پنج روز از دست رفتند. در چهار دهه‌‌ی اخیر، حدود ۷۵ درصد از یخ‌‌های قطب شمال ناپدید شده‌‌اند و از سال ۱۹۷۹ تاکنون، تنها یک‌بار وسعت یخ‌دریا کمتر از میزان فعلی آن بوده است.

مشکل ذوب یخ‌‌های قطبی فقط به افزایش سطح آب دریاها محدود نمی‌‌شود و به‌گفته‌ی دانشمندان، این فرایند حتی تغییرات اقلیمی را نیز تشدید خواهد کرد؛ چراکه سطح سفید و درخشان یخ‌دریا بخشی از نورخورشید را به فضا منعکس می‌‌کند. حال با ذوب این یخ‌‌ها، گرمای بیشتری جذب زمین می‌‌شود و این پدیده در چرخه‌‌ای معیوب، باعث ذوب مقادیر بیشتری از یخ‌ها خواهد شد.

گروهی غیرانتفاعی با نام Ice911 راهکاری احتمالی برای شکستن این چرخه‌‌ی معیوب پیشنهاد داده است: پوشاندن بخش‌‌هایی از قطب شمال با میلیون‌‌ها گلوله‌‌های میکروسکوپی و توخالی از جنس شیشه؛ پوششی که بتواند ضمن ایجاد عایق حرارتی برای یخ‌‌های زیرین، نورخورشید را نیز به فضا بازتاب کند. لزلی فیلد، بنیان‌‌گذار Ice911، در مصاحبه با بیزینس‌اینسایدر می‌‌گوید:

ما انسان‌‌ها گونه‌‌ای بسیار خلاق هستیم و باید سرعت حرکت این ساعت اقلیمی را کُند کنیم.


دانه‌‌های کوچک سیلیس
این گلوله‌‌های کوچک شیشه‌‌ای که تیم Ice911 از آن سخن می‌‌گوید، بیشتر به دانه‌‌های شن شباهت دارند و درحقیقت، این دانه‌ها از سیلیس ساخته می‌‌شوند. سیلیس حاصل ترکیب سیلیکون و اکسیژن و ماده‌‌ای بی‌‌خطر برای انسان و جانوران است که به‌‌وفور در طبیعت یافت می‌‌شود. فیلد این گلوله‌‌های میکروسکوپی را به‌‌شکل شن‌‌های ساحلی سفید و ریزی توصیف می‌‌کند که می‌‌توانند روی آب شناور شوند. شاید بتوان این ماده را تا حد زیادی شبیه به برف قلمداد کرد.

استفاده از فناوری دانه‌های سیلیس می‌‌تواند دمای هوا را در بخش بزرگی از قطب شمال تا ۱/۵ درجه‌‌ی سانتی‌‌گراد کاهش دهد
این دانه‌‌های ریز به یخ و آب می‌‌چسبند و ترکیب شیمیایی آن‌‌ها به‌‌گونه‌‌ای است که آلاینده‌‌های نفتی را به‌خود جذب نکنند. شبیه‌‌سازی‌‌های گروه مذکور نشان می‌‌دهد استفاده از این فناوری برای کمک به بازتاب سطوح یخی می‌‌تواند می‌‌تواند دمای هوا را در بخش بزرگی از قطب شمال تا ۱/۵ درجه‌‌ی سانتی‌‌گراد کاهش دهد؛ اما این فناوری هنوز در مرحله‌‌ی آزمایشی قرار دارد. فیلد می‌‌گوید Ice911 کار خود را با مقادیر بسیار کمی شن در حد چند سطل در فضای خانه‌‌ی شخصی‌‌اش آغاز کرده و درادامه، آزمایش‌‌های کوچکی در دریاچه‌‌ای واقع در کوهستان‌‌های سیرا نوادا و تالابی در مینه‌‌سوتا ترتیب داده‌اند.

در دو سال گذشته، فیلد و همکارانش مقادیری از این گلوله‌‌های میکروسکوپی را با خود به فطب شمال آوردند و آن‌‌ها را روی دریاچه‌‌ی منجمد نزدیک بارو در آلاسکا پخش کردند. نتایج این آزمایش که بخشی از آن در گزارش مه ۲۰۱۸ منتشر شد، نشان می‌‌داد دانه‌‌های سیلیس توانسته‌‌اند خاصیت بازتاب و حتی ضخامت یخ را افزایش دهند.


البته فیلد قصد ندارد تمام ۱/۶ میلیون مایل‌مربع از یخ‌دریای قطب شمال را با این دانه‌‌ها بپوشاند. درعوض، او و همکارانش می‌‌خواهند با استفاده از مدل‌‌های اقلیمی، نقاط استراتژیکی از قطب را شناسایی کنند که برای اعمال روش پیشنهادی جدید، بیشترین کارایی را داشته باشد. به‌‌باور فیلد، یکی از این مناطق می‌‌تواند Fram Strait، ناحیه‌‌ای میان گرینلند و سوالبار باشد. این منطقه ازجمله کانون‌‌های ذوب یخچال با سرعتی چهاربرابر میانگین جهانی است. تیل واگنر، فیزیک‌‌دان اقلیمی، در مصاحبه‌‌ای با گاردین درباره‌ی Fram Strait چنین می‌‌گوید:

اینجا جایی است که یخ‌‌های شناور به‌‌ استقبال مرگ می‌‌روند و هرسال این قبرستان آبادتر می‌‌شود.

فیلد می‌‌گوید فناوری Ice911 می‌‌تواند در سه سال این روند ویرانگر را در منطقه متوقف کند؛ اما انجام این پروژه در مقیاسی معنادار چیزی حدود پنج‌میلیارد دلار هزینه دربردارد. او می‌افزاید:

وقتی به هزینه‌‌ها نگاه می‌‌کنید، زیاد به‌‌نظر می‌آیند؛ اما هزینه‌‌ی انفعال ما بسیار بیشتر از این‌‌ها خواهد بود.

در مرحله‌‌ی فعلی، Ice911 به انجام آزمایش‌‌های بیشتری نیاز دارد تا پیش از هر اقدامی در مقیاس بزرگ‌‌تر، بتواند مجوزهای لازم را از دولت‌‌ها و گروه‌‌های زیست‌‌محیطی کسب کند.


پسرفت یخ‌دریای قطبی
هر سال در سپتامبر، یخ‌دریای قطب شمال به کمترین مساحت سالانه‌‌ی خود می‌‌رسد. از دهه‌‌ی ۱۹۸۰ تاکنون، این میزان کمینه به‌‌میزان ۱۳ درصد در هر دهه افت پیدا کرده است. تصاویر ناسا نشان می‌‌دهد این افت در حال شدت‌‌گرفتن است. در سال ۱۹۷۹، دریای قطب شمال وسعتی حدود هفت‌میلیون کیلومترمربع داشت؛ درحالی‌که ماه گذشته، این مساحت به ۴/۳ میلیون کیلومترمربع رسید. براساس داده‌‌های ناسا، امسال کمترین مساحت دریای قطب شمال به رکورد سال ۲۰۰۷ رسیده است. شایان ذکر است رکورد بیشترین میزان افت مساحت یخ‌دریای قطب شمال متعلق به سال ۲۰۱۲ بود که در آن، به ۲/۶ میلیون کیلومترمربع رسید. پژوهشگران آژانس فضایی اروپا هشدار داده‌‌اند با احتساب نرخ فعلی انتشار کربن، در چند دهه‌‌ی آینده ذوب تمامی یخ‌‌های قطب شمال را شاهد خواهیم بود.

یخ‌دریای قطب شمال بیشترین میزان نورخورشید را از سطح زمین منعکس می‌‌کند
فیلد یخ‌‌های قطبی را در قالب «سپرهای حرارتی» زمین توصیف می‌‌کند. یخ‌دریای ضخیم و دیرینه‌‌ی قطب شمال بیشترین میزان نورخورشید را از سطح زمین منعکس می‌‌کند؛ اما همین منطقه امروزه بیشترین سرعت ذوب را به‌خود اختصاص داده است. تقریبا ۹۵ درصد از این یخ‌دریای درخشان در سال ۲۰۱۸ ناپدید شده است؛ از‌این‌رو، این منطقه اولین هدف گروه Ice911 برای پیاده‌سازی فناوری جدیدشان شناخته شده است.

فیلد می‌‌گوید اولین‌بار در سال ۲۰۰۶، با مفهوم خاصیت بازتاب یخ‌‌ها به‌‌‌‌عنوان «اهرم اقلیمی» آشنا شده است. این زمان با پخش مستندی تلویزیونی با نام یک حقیقت ناخوشایند مصادف بود که در آن ادعا شد ازدست‌‌رفتن خاصیت بازتاب یخ‌‌های قطبی به‌‌تنهایی مسئول یک‌‌پنجم از افزایش دمای جهانی است.

از زمان پخش این مستند تاکنون، هشدارهای پژوهشگران در ارتباط با عواقب تغییرات اقلیمی شکل ترسناک‌‌تری به‌خود گرفته است. این هشدارها باعث شد برخی از دانشمندان و سیاست‌مداران، نظیر اندرو یانگ، از نامزدهای دموکرات انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، فناوری‌‌های مهندسی زمین یا مهندسی آب‌وهوا را به‌‌عنوان روشی برای دست‌کاری اقلیم زمین در نظر بگیرند. استراتژی‌‌های مبتنی‌‌بر مهندسی زمین طیف گسترده‌‌ای از اقدامات را شامل می‌‌شود؛ از روش‌‌های ایمن‌‌تر نظیر نصب تجهیزات جذب دی‌‌اکسیدکربن از اتمسفر گرفته تا روش‌‌های تهاجمی‌‌تری مانند تزریق موادشیمیایی بازتابنده به جوّ با هدف انعکاس نور بیشتر به فضا.


فناوری، اقلیم و سرمایه داری؛ مثلث غیرممکن بشر در قرن ۲۱
فیلد و همکارانش در مقاله‌‌ی سال ۲۰۱۸ خود، از فناوری Ice911 به‌‌عنوان روشی محلی و بازگشت‌‌پذیر در مهندسی زمین یاد می‌‌کنند. با‌این‌حال، فیلد تأکید می‌کند استفاده از گلوله‌‌های کوچک سیلیس را با سایر روش‌‌های مهندسی زمین تفاوت بسیار دارد. او بر این باور است که فناوری تازه آن‌ها تلاش می‌کند سیر تغییرات اقلیمی را به همان مسیری بازگرداند که پیش‌‌تر در آن قرار گرفته بود.

علاوه‌‌براین، این گلوله‌‌های کوچک از موادی ساخته شده که به‌‌وفور در محیط یافت می‌‌شوند. فیلد می‌‌افزاید او تفاوتی آشکار میان این روش و راهکارهایی نظیر تزریق موادشیمیایی به جوّ وجود دارد. در مقاله‌‌ی سال ۲۰۰۸ اشاره شده است اعمال روش‌‌های مهندسی زمین در یخسارهای قطب شمال و جنوب می‌‌تواند فرصت کافی برای حل بحران اقلیمی را دراختیارمان قرار دهد. با‌این‌حال، فیلد بلافاصله اشاره می‌‌کند روش معرفی‌‌شده‌ی Ice911 نمی‌‌تواند به‌‌تنهایی برای حل معضل کافی باشد. او می‌‌افزاید:

نمی‌‌خواهم این بهانه‌‌ای برای ازسرگیری استخراج زغال‌‌سنگ تلقی شود و مردم بگویند نیازی نیست چیزی را تغییر دهیم؛ چراکه مهندسان همه‌‌چیز را درست خواهند کرد.

باوجوداین، ازآنجاکه روند فعلی ذوب یخ‌‌های قطبی به افزایش ۹۰ سانتی‌‌متری سطح آب دریاها و درنتیجه، مهاجرت صدهامیلیون نفر تا سال ۲۱۰۰ منجر خواهد شد، از دیدگاه فیلد، فناوری Ice911 فناوری اثبات‌‌پذیر و البته مهمی است.
دسته : ,
برچست ها :



به‌راستی که فیزیک کوانتوم یکی از عجیب‌ترین و مرموزترین حوزه‌های مطالعاتی است. با خواندن این مقاله، حداقل برای مدتی از دنیای یکنواخت در ذهن خود دور خواهیم شد.


ایده‌های برخاسته از دنیای فیزیک کوانتوم توجه فیزیکدانان را به خود جلب کرده؛ اکنون ایده‌ای که از احتمال وجود تعداد بیشماری از جهان‌های هستی و نسخه‌های بی‌پایانی از شما خبر می‌دهد، سروصدای زیادی به‌پا کرده است. فیزیکدانان می‌گویند، حتی اگر شما هیچ‌گاه با نسخه‌های دیگر خودتان دیدار نکنید، نسخه‌های دیگر شما به تعداد بی‌نهایت وجود دارد.


براساس تفسیر مکانیک کوانتوم از «دنیاهای بی‌شمار»، احتمال وجود کپی‌های فراوانی از ما در دنیاهای موازی وجود دارد. 


آیا تابه‌حال برایتان پیش آمده که فکر کنید اگر سال‌ها پیش در نقاطی از زندگی که می‌توانست به نحوی مسیر شما را عوض کند، تصمیم دیگری می‌گرفتید اکنون وضعیت زندگی شما چگونه بود؟ حال اگر شما به فیزیکدانان برتر دنیای امروز باور دارید، باید گفت که این‌گونه سوالات محبوبیت بیشتری نسبت به سایر سوالات عجیب و غریب دارند. در پاسخ به این سؤال باید گفت که ممکن است نسخه‌ی دیگری از شما در دنیای دیگر مثل شما تصمیم نگرفته باشد و مسیری دیگری را طی کرده و سرنوشت متفاوتی را در زندگی خود رقم زده باشد.


ممکن است وجود نسخه‌های بیشماری از ما در دنیاهایی که تعدادشان بی‌پایان است در ادراک انسان‌ها نگنجد، چراکه با تجربیات معمولی و روزمره‌ی ما فاصله‌ی زیادی دارد. قطعا احساس ما در طول زندگی این‌گونه است که ما فقط یک نفر هستیم و فقط یک‌بار در دنیای یگانه‌ای زندگی می‌کنیم و هر روز که از خواب بیدار می‌شویم به‌عنوان یک نفر در تنها دنیایی که می‌شناسیم به زندگی خود ادامه می‌دهیم.


اما براساس تحلیل مکانیک کوانتوم که روزبه‌روز به محبوبیت آن اضافه می‌شود و به تفسیر دنیاهای چندگانه شهرت دارد، هر اتفاقی، هر چند کوچک و ابتدایی، می‌تواند براساس احتمالات چندین شکل متفاوت بگیرد و نتیجه‌ی متفاوتی از خود به‌جا بگذارد؛ خواه ذره‌ای از نور که به مریخ تابیده یا فقط مولکولی باشد که از قوری چای در اثر گرما به این سو و آن سو حرکت کرده و خارج می‌شود، تمام این اتفاق‌ها می‌توانند احتمالاتی را رقم بزنند که می‌توانست به‌وقوع بپیوندد. درواقع این احتمالات واقعیت‌های موازی هستند.


واقعیت‌های موازی و دنیاهای چندگانه

حتی برای دانشمندان بسیار باتجربه، درک این موضوع که این جهان فقط براساس اینکه «یک مولکول احتمال دارد به کدام جهت حرکت کند» به دنیاهای موازی تقسیم می‌شود، امری دشوار و عجیب و غریب است.  اما اوج حیرت‌انگیز بودن موضوع اینجا است که این پدیده، حتی برای کوچک‌ترین تعاملی که در سطح دنیای کوانتوم صورت می‌گیرد صادق است.


این پدیده همچنین در سطوح بزرگ‌تر از جمله زندگی ما انسان‌ها هم رخ می‌دهد. شاید در دنیای موازی دیگری نسخه‌ای از شما وجود داشته باشد که بالاخره برنده‌ی یک قرعه‌کشی می‌شود که در آن شرکت کرده و برنده نشده‌اید، یا شاید ما در دنیای دیگری در سفر خود دچار سانحه شده، مثلا از بالای یک صخره سقوط کرده و به زندگی خود پایان داده باشیم.


شان کارول، فیزیکدان نظری در مؤسسه‌ی فناوری کالیفرنیا و نویسنده‌ی کتاب جدیدی در مورد دنیاهای چندگانه با عنوان «پنهان در اعماق» می‌گوید که وجود دنیاهای چندگانه که شما در آن تصمیمات متفاوتی گرفته‌اید، کاملا محتمل است. اما سؤال اینجا است که تعداد نسخه‌هایی که ممکن است از شما وجود داشته باشند چقدر است؟ ما هنوز نمی‌دانیم تعداد دنیاهای چندگانه متناهی است یا نامتناهی، اما یقین داریم که تعداد آن‌ها بسیار زیاد است و امکان ندارد که تعداد آن‌ها کم باشد.


شان کارول


کارول به این مسئله واقف است که به نظر می‌رسد، تفسیر دنیاهای چندگانه از فیلم‌های علمی‌تخیلی برگرفته شده باشد؛ خصوصا زمانی‌که وی مشاور علمی فیلم‌های زیادی از این دست در هالیوود بوده است؛ مثل فیلم انتقام‌جویان: پایان بازی. اما به هر حال تفسیر دنیاهای چندگانه درست مثل یک فیلم برتر هالیوودی طرفداران پرشور زیاد و نیز منتقدان سرسختی را به خود جذب می‌کند.


نظریه‌پرداز مشهور، راجر پنروز از دانشگاه آکسفورد، ایده‌ی موردبحث را رد می‌کند و آن را پایین‌آوردن سطح دانش فیزیک دانسته و این تفسیر را مضحک می‌خواند. از سوی دیگر، همکار پیشین پنروز، مرحوم استیفن هاوکینگ، تفسیر دنیاهای چندگانه را «کاملا مشهود و صحیح» توصیف کرد. اما کارول با این ایده که او تنها یکی از شان کارول‌هایی است که در دنیاهای موازی زندگی می‌کند موافق است. او در کتاب جدید خود می نویسند:


تصور اینکه فردی در دنیا متولد می‌شود و فقط به‌عنوان یک شخص در دنیایی واحد زندگی می‌کند و سپس از دنیا می‌رود، همواره یک تفسیر نزدیک به واقعیت بوده است.


گویا برای کارول، تفسیر دنیاهای چندگانه در راستای تأیید همین تصور قرار دارد و مکمل آن است. وی در ادامه می نویسد:


جهان کپی می‌شود و همه‌چیز با آن همراه می‌شود. 


پیدایش تفسیر دنیاهای چندگانه

پیدایش تفسیر دنیاهای چندگانه همچون داستانی حماسی و پیچیده از سال ۱۹۲۶ میلادی آغاز شد؛ زمانی‌که یک فیزیکدان اتریشی به نام اروین شرودینگر نشان داد که از دریچه‌ی نگاه ریاضیات، دنیای زیر اتمی دارای تصویری است که تار و مبهم دیده می‌شود.


اروین شرودینگر


در دنیایی که ما انسان‌ها با آن آشنا هستیم و در آن زندگی می‌کنیم، اشیا در جای مشخصی قرار گرفته‌اند؛ مثلا اگر موبایل خود را روی میز قرار دهید، تنها جایی که می‌توانید آن را بیابید، همان روی میز است. اما در دنیای کوانتوم ذرات در ابری از احتمالات به سر می‌برند و فقط در لحظه‌ی مشاهده می‌توان روی آن‌ها تمرکز داشت و آن‌ها را شکار کرد. 


کارول در این مورد می‌گوید:


 پیش از آنکه به یک ذره مثل الکترون، اتم یا هر چیز دیگر نگاه کنید، نمی‌توانید ادعا کنید که این ذره دقیقا کجا قرار دارد. ممکن است هنگام مشاهده، احتمال حضور آن ذره در محلی خاص بیشتر باشد. اما واقعا ذره در هیچ جایگاه مشخصی قرار نمی‌گیرد. 


نتایج به‌دست‌آمده از آزمایش‌های گوناگون طی حدود صدسال، این پدیده را تأیید می‌کند. اگرچه عجیب، اما این پدیده جنبه‌های اصلی دنیای فیزیک را شامل شده و به چالش می‌کشد. حتی انیشتن هم سعی در درک این پدیده داشت:


پس چه بر سر تمام مکان‌های احتمالی که یک شیء می‌توانست در آنجا قرار داشته باشد می‌آید؟ تمام نتایج متفاوت دیگر که می‌توانند به وقوع بپیوندد چه می‌شود؟ چرا رفتارهای یک شیء باید وابسته به این باشد که آیا کسی آن را نگاه می‌کند یا نه؟


تاکنون هیچ‌کس نتوانسته کوچک‌ترین نقص یا شکافی در معادلات شرودینگر بیابد

در سال ۱۹۵۷ میلادی، یک دانشجوی دانشگاه پرینستون به نام هیو اورت سِوم، با توضیحی اساسی در خصوص این پدیده به میدان آمد. وی مطرح کرد که تمام نتایج احتمالی واقعاً اتفاق می‌افتد، اما فقط یک نسخه از آن احتمالات در دنیایی که ما زندگی می‌کنیم به چشم می‌خورد. تمام احتمالات دیگر، از دنیای ما فاصله گرفته و دنیای جدید دیگری را شکل می‌دهند. با چنین نگرشی هیچ احتمالی از میان برداشته نمی‌شود؛ بلکه فقط در دنیای موازی دیگری به واقعیت تبدیل می‌شود.


همکاران اورت، برای چندین دهه، توضیحات او را نادیده گرفته و به‌مثابه‌ی یک داستان غیرواقعی پنداشتند که جنبه‌ی علمی ندارد. اما تاکنون هیچ‌کس نتوانسته کوچک‌ترین نقص یا شکافی در معادلات شرودینگر بیابد. همچنین هیچ‌کس قادر به توضیح یا رد پیامدهای ضمنی معادلات وی نیست. درنتیجه، بسیاری از فیزیکدانان معاصر، از جمله دیوید دویچ در دانشگاه آکسفورد و ماکس تِگمارک در مؤسسه‌ی فناوری ماساچوست، با کارول درباره‌ی پدیده‌ی دنیاهای موازی موافقت کردند و پذیرفتند که تفسیر دنیاهای چندگانه، تنها راهی است که درک منطقی مکانیک کوانتومی را میسر می‌کند.


درآمدی بر تفسیر دنیاهای چندگانه

تفسیر دنیاهای چندگانه، سوالات حیرت‌انگیزی را درباره‌ی نسخه‌های مختلف واقعیت‌های موازی و همچنین نسخه‌های مختلف انسان‌ها در جهان‌های دیگر را برمی‌انگیزد. کارول پاسخ‌های جالبی برای این سوالات دارد.



آیا پدیدار شدن دنیاهای چندگانه که دائما در حال ظهور هستند، بدان معنا است که این دنیاها  از «هیچ» ایجاد می‌شوند؟ زیرا در این صورت یکی از اساسی‌ترین اصول دانش فیزیک نقض می‌شود. کارول به این سؤال این‌گونه پاسخ می‌دهد:


ممکن است این‌گونه به نظر برسد که کپی‌هایی از جهانی که در آن زندگی می‌کنیم ایجاد می‌شوند و لذا دنیاهای دیگری متولد می‌شوند. اما ما فقط برای تبیین این پدیده به زبان ساده‌تر از این توضیح استفاده می‌کنیم. بهتر است این‌گونه بگویم که دنیا را همچون کیکی عظیم و ضخیم تصور کنید که تمام واقعیت های موازی در آن رخ می‌دهند و ما فقط برشی از این کیک هستیم.


چرا ما فقط یک نسخه از واقعیت‌ها را تجربه می‌کنیم؟


کارول که برای پاسخ به این سؤال هیجان‌زده بود، گفت:


آیا شما می‌توانید خود را در دنیای موازی دیگری بیابید؟ درست مثل این است که بپرسید چرا در این دوره زندگی می‌کنم و چرا در دوره‌ی دیگری متولد نشده‌ام؟ نسخه‌های دیگری از شما که در دنیاهای موازی دیگری زندگی می‌کنند هم درست مثل شما، خود را فقط در همان دنیا می‌یابند. 


اما پاسخ کارول در برابر یکی از جالب‌ترین سوالات کمی ناامیدکننده بود: آیا می‌توان از واقعیتی که در آن هستیم عبور کرد و با واقعیت‌ها یا نسخه های دیگر خود دیدار کرد و آنان را با یکدیگر مقایسه کرد؟ 


پاسخ کارول:


هنگامی که یک دنیای موازی به عرصه‌ی وجود پا می‌نهد، در همان مسیر به راه خود ادامه می‌دهد. هیچ‌گاه دنیاهای موازی با یکدیگر تداخل نمی‌کنند و به هیچ‌وجه روی هم تأثیر نمی‌گذارند. عبور از یک واقعیت به‌مثابه‌ی سبقت‌گرفتن از سرعت نور است و این امر هیچ‌گاه میسر نمی‌شود.


جنگ دنیاهای چندگانه

یکی از انتقادهایی که به تفسیر دنیاهای چندگانه وارد است، این است که اگرچه این زاویه‌ی نگرش، منظره‌ی زیبایی از عالم هستی را ارائه می‌دهد، اما هیچ مفهوم تازه و جدیدی از نحوه‌ی عملکرد و سازوکارهای حاکم در دنیا بیان نمی‌کند.


کریستوفر فوکس، فیزیکدان دانشگاه ماساچوست واقع در بوستون، می‌گوید:


این تفسیر هیچ محتوایی ندارد. 


کریستوفر فوکس به‌جای این پدیده‌ی دیگری را مطرح می‌کند که کیوبیسم کوانتومی نام دارد. این پدیده، مسیری به سوی واقعیت یگانه و کلاسیک را ارائه می‌دهد. وی در توضیح نظریه‌ی خود می‌گوید: «هنگامی که به دنیای اطراف خود می‌نگرید دنیای شما تغییر می‌کند (اشاره به نقش ناظر در تعیین جایگاه ذرات هنگام مشاهده‌ی آن) اما این بدان معنا نیست که با نگاه شما، دنیاهای جدیدی به وجود می‌آید؛ بلکه فقط مشاهده نیازمند تعامل با محیط است.» بنابراین داستان تصمیمات دیگر توسط نسخه‌ی دیگر شما در دنیایی دیگر، فقط یک افسانه است. با این رویکرد، دیگر نگرش راز و رمزگونه‌ای که به اتفاقات داریم کمرنگ شده و همه‌چیز همچون قدم‌زدن در یک خیابان، ساده و معمولی به نظر می‌رسد؛ می‌توانیم اقدام به انجام عملی کنیم و در مقابل، قطعا پیامدهایی از آن عمل در زندگی ما رخ می‌دهد.


نقدهای دیگری از از تفسیر دنیاهای چندگانه وجود دارد که از زوایای مختلفی به آن نگاه می‌کنند. راجر پنروز از آکسفورد می‌گوید که تفسیر دنیاهای چندگانه دارای نقص‌های اساسی است. زیرا این تفسیر، بر پایه‌ی نسخه‌ی بسیار ساده‌ای از مکانیک کوانتوم بنا شده است و از حضور جاذبه صرف‌نظر کرده است. او می‌گوید:


با دخالت جاذبه قوانین تغییر خواهد کرد.


پنروز گفته است که در نسخه‌ی جامع‌تری از نظریه‌ی کوانتوم، حضور جاذبه سبب می‌شود تا واقعیت واحدی در دنیای کوانتوم ثبت شده و تصاویر تار و مبهم دنیای کوانتوم با دخالت جاذبه فقط یک نتیجه‌ی مشخص را به دست دهند.


وی به آزمایش تعیین‌کننده و دقیقی که در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا و دانشگاه لیدن در هلند انجام شده است، اشاره دارد. در این آزمایش‌ها به‌طور مستقیم می‌توان مشاهده کرد که چگونه موقعیت مکانی یک شیء با وجود احتمالات فراوان فقط یک نتیجه‌ی نهایی و واقعی را اتخاذ می‌کند.


کارول ضمن آنکه اصلا تحت تأثیر این بیانات قرار نگرفت، این توضیحات را مبهم و پیچیده خواند و گفت، هیچ شواهد علمی از این توضیحات پشتیبانی نمی‌کند. کارول اعتراف می‌کند که ممکن است برای برخی از افراد مفهوم تفسیر دنیاهای چندگانه، از جهاتی دلسردکننده باشد، اما این مفهوم برای وی واضح، روشن، زیبا، ساده و خالص است.


اگر ایده‌ی کارول مبنی بر تفسیر دنیاهای چندگانه صحت داشته باشد، آنگاه به نظر شما ایده‌ی شان کارول‌های دیگری که در دنیاهای موازی زندگی می‌کنند به چه معناست؟

دسته : ,
برچست ها :
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد